مصاحبه با رسول کیوان نژاد

مصاحبه با رسول کیوان نژاد (دبیر چهارمین دوره انجمن)

  • از جشنواره برامون بگید و این که چطور تحویل گرفتین و چطور تحویل دادین ؟

این جشنواره سال گذشته به همت بچه های انجمن برگزار شد که پیشنهاد اولیه اش با هدف بهانه ای برای ارزیابی آثار دانشجویان رشته ی هنر داده شد . سال اول با همکاری کانون هنر های تجسمی شروع به جمع آوری آثار کردیم که حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ اثر بود. هرچند استقبال امسال با توجه به متفاوت بودن کیفیت تبلیغات حدود ۷۵۰ اثر بود. از بسیاری از رشته ها شرکت کننده داشتیم ، حتی از خارج دانشگاه و اساتید هم بصورت رایگان مانند سال قبل آثار را داوری کردند. لازم به ذکر است که از کانون فیلم و عکس نیز دعوت به همکاری کردیم.

  • ایرادی که بچه ها به کار گرفتن اطلاع رسانی کم بود بهتر نبود زودتر اقدام می کردید ؟

زود اقدام کردیم اما امور فرهنگی به دلیل تمام نشدن جشنواره ی باران که مختص به انجمن ادبیات نمایشی بود اجازه ی صدور مجوز ها را نمیداد. حتی چندین جلسه ای که با دکتر احمدی داشتیم مفید واقع نشد، در حدی که دانشگاه با چاپ بنر به هزینه ی شخصی اینجانب هم مخالفت کرد.

  • اگر این جشنواره را دوباره برگزار کنی دوست داری چه چیزی بهش اضافه کنی ؟

دوست داشتم علاوه بر برگزیدگان از طرف اساتید یک برگزیده ی دانشجویی هم داشتیم که با وجود سایت اتفاق می افتاد ولی به دلیل ترک انجمن توسط آقای قدیمی و به دنبال آن واگذار نکردن سایت این هدف اجرایی نشد.

  • چرا جاوید قدیمی انجمن رو ترک کرد ؟

به علت کار روی یک مستند برای دانشگاه وقت نمی کرد در جلسات انجمن شرکت کند و سرانجام به علت مشغله ی کاری دیگر در انجمن حضور نیافت.

  • در این یک سال در انجمن چه کار مهمی انجام دادید ؟

کارهایی مثل جشن ورودی ها , اکران هفتگی انیمیشن , وورک شاپ عکاسی , وورک شاپ انیمیشن دوبعدی , وورک شاپ کارگردانی و فیلم نامه نویسی انیمیشن , از جمله کارهای مهم یکسال بود .

  • حرف و سخن آخر :

میخواهم از همه تشکر کنم که کمک کردند. در ابتدای کار هشت نفر بودیم که برای اجرای جشنواره فقط۴ نفر باقی موندن . ولی از همان ها هم تشکر می کنم .

مصاحبه با استاد امامی

مصاحبه با استاد امامی

استاد امامی

کارشناسی ارشد پژوهش هنر از داشگاه تهران

مدیرتولید دانشجویی و مدیر فصلنامه ی علمی پژوهشی دانشکده ی هنر

  • سلام استاد لطفا خودتون رو برای بچه های ورودی جدید معرفی کنید :

خدمت ورودی های جدید خیلی سلام عرض میکنم , انشالله که ورودشون خوش یمن باشد و در این وادی همه شان موفقش شوند . بنده امامی هستم مدیر تولیدات دانشجویی دانشکده از جمله پلاتو و کارهای اجرایی.

  • از دانشجویان جدید الورود چه انتظاری دارید ؟

از ورودی های جدید دانشکده انتظار دارم تا ترم هشت همان تلاشی را داشته باشند که ترم اول دیده میشود , یعنی ترم های دو وسه که میرسند قافله را نبازند . خواهش دیگری که دارم این است که سعی کنند در همه ی کلاس ها حضور داشته باشند .

  • جشنواره ی هکاتم امسال رو چگونه دیدید ؟

اول از همه من آرزو دارم که دانشجویان همیشه در جشنواره حضور داشته باشند . هفته ی جشنواره , همه پر از انرژی و فعال بودند , که خیلی خیلی خوب بود . در مورد آثار هم من از کارهای انیمیشن خوشم آمد ؛ ولی کارهای عکاسی زیاد دلچسب نبودند اما در کل باید بگویم خیلی راضی هستم چون میدانم که این جشنواره با کم ترین امکانات راه اندازی شده و بچه های انجمن کار سختی را داشتند , امیدوارم از ترم های بعدی جشنواره های دیگری هم به این جشنواره اضافه شوند از جمله جشنواره ی هفته ی فرهنگی , جشنواره ی غذا , جشنواره ی لباس محلی و …  .  ایده و برنامه ها از دانشجویان , حمایت از دانشکده .

حرف و سخن آخر :

دانشجویان فکر نکنند دانشکده ی هنری که اینجا برقرار شده است , امکانات  ضعیفی دارد و بقیه ی دانشگاه ها خیلی قوی هستند ؛ نه  خود دانشجوها هستند که اعتبار یک دانشگاه را بالا می برند . مکان , امکانات و استاد مهم است اما دانشجو از همگی این موارد مهم تر است و این را در نظر داشته باشند که هنر یک رشته ای است که شما یا باید شاخص باشید یا از جامعه ی هنری ترد خواهید شد . جامعه ی ما به هنر متوسط یا ضعیف کمتر بها میدهد و بدانند که خیلی زود دیر می شود و تا چشم به هم بزنند این چهار سال تمام شده است , انشاالله که دیر نشود .

دیجیتال آرت چیست؟ قسمت دوم

دیجیتال آرت چیست؟ قسمت دوم

دیجیتال آرت، هنر استفاده از ابزارهای کامپیوتری و دیجیتال برای خلق آثار هنری زیبا است. همان طور که در مطلب قبلی نیز ذکر کردیم، این هنر بیشتر برای طراحی وب سایت، صنایع فیلم سازی و تلویزیون و شرکت های تبلیغاتی استفاده می شود. ادامه مطلب “دیجیتال آرت چیست؟ قسمت دوم”

صنف انیمیشن به ثبت رسید

صنف انیمیشن به ثبت رسید

رییس «آسیفا» با اشاره به ثبت صنف انیمیشن در وزارت کار تاکید کرد همه فعالان حوزه انیمیشن می توانند در صنف جدید عضو شوند.
روانبخش صادقی رییس انجمن سینمایی فیلمسازان انیمیشن ایران (آسیفا) با اشاره به ثبت صنف انیمیشن در وزارت کار گفت: روز گذشته یکشنبه ۱۳ تیرماه موافقت وزارت کار را برای انتشار آگهی تاسیس صنف جدید انیمیشن در روزنامه های رسمی کشور دریافت کردیم. در این جلسه و بعد از گذشت مدت ها، اجازه اعلام تاسیس صنف در روزنامه ها را به ما دادند.
وی ادامه داد: مراحل ثبت صنف انیمیشن در وزارت کار پس از پیگیری های متعدد، طی مراحل مختلف و آماده سازی مدارک لازم به اتمام رسید و به زودی و طی روزهای آینده آگهی تاسیس صنف انیمیشن در روزنامه رسمی چاپ و از طرق مختلف اطلاع رسانی خواهد شد.
رییس «آسیفا» تاکید کرد: طبق دستور عمل وزارت کار، با انتشار خبر تاسیس صنف انیمیشن در روزنامه ها، هفت روز کاری زمان داریم تا هنرمندان انیمیشن برای حضور در مجمع عمومی اعلام آمادگی کنند و بعد از آن ۲۰ روز فرصت داریم تا زمان برگزاری مجمع عمومی را برگزار کنیم.
وی با اشاره به اینکه بعد از تعطیلات عید فطر اعلام ثبت صنف انیمیشن در روزنامه رسمی چاپ و اطلاع رسانی می شود، بیان کرد: برای برگزاری مجمع عمومی، اعلام عمومی می شود و نیازی نیست که اعضای جدید عضو «آسیفا» باشند و این به آن معنا است که همه هنرمندان انیمیشن که عضو آسیفا نیستند نیز می توانند به عضویت صنف انیمیشن درآیند و در این انتخابات شرکت کنند.
رییس انجمن سینمایی فیلمسازان انیمیشن ایران از هنرمندان انیمیشن درخواست کرد تا افراد فعال و توانا و صاحب فکر و ایده حضور فعال در شکل گیری صنف جدید انیمیشن داشته باشند.
وی با اشاره به برگزاری جشن انیمیشن در سال جاری توضیح داد: زمان برگزاری جشن انیمیشن خانه سینما نیز هنوز مشخص نیست. البته طبق روال سال های گذشته این جشن به صورت مستقل برگزار می شود.
صادقی در پایان گفت: طی این مدت تمام تلاش خود را کردم تا در آرامش کامل این وظیفه را به پایان رسانده و آن را در اختیار جامعه انیمیشن قرار دهم.

منبع

تکنیک های انیمیشن سازی

تکنیک های انیمیشن سازی

تکنیک های مختلف انیمیشن براساس شیوه ی استفاده از ابزار ها تقسیم بندی می شوند:

الف) انیمیشن بدون دوربین

این دسته از انیمیشن ها تنها به صورت آنالوگ تولید شده و تغییرات لازم بر روی سطح شفاف فیلم اعمال می شود.

۱)خراش روی فیلم خام:در این روش با تراشیدن لایه های روی فیلم خام تصویر مورد نظر را فریم به فریم ایجاد می کنند.

۲)نقاشی مستقیم بر روی فیلم شفاف: در این روش تصاویر مورد نظر را فریم به فریم بر روی هر فیلم شفاف نقاشی می کنند.

ب) انیمیشن زیر دوربین

اینگونه از انیمیشن ها با روش اصطلاحن ” اصلاح سطح” ساخته می شوند.بدین صورت که تصاویر ،کاراکترها و دیگر عناصر مورد نظر مقابل دوربین قرار می گیرند و با اعمال تغییرات در هر فریم از فیلمبرداری متحرک سازی صورت می گیرد.

۱)کات اوت انیمیشن : این نوع انیمیشن سبکی در انیمیشن دوبعدی است و خاصیت این سبک در سادگی آن است.در این روش پرسوناژها با بریده ی مقوا یا کلاژ با استفاده از دیگر متریال از جمله پارچه ،کاموا،روزنامه،تصاویر سیاسی و … ساخته شده و مفصل گذاری می شود و فریم به فریم حرکت داده و فیلمبرداری می شود.

لی لی حوضک وجیه الله فرد مقدم

اولین اپیزود سات پارک محصول آمریکا

شیوه ی انیمیشن کات اوت به سه صورت تقسیم بندی می شود:

مفصلی : در این شیوه تمامی اعضای متحرک بدن کاراکتر یا آبجکت،بنابرلی اوت کار به صورت مفصلی به یکدیگر و بدن متصل شده و متحرک سازی می شود.

غیر مفصلی : اعضای متحرک بدن به صورت تکی،دو تایی یا چندتایی در زوایای مختلف حرکتی طراحی و دوربری می شوند و در زیر دوربین بدون استفاده از مفصل در کنار هم قرار می گیرند و بدن را تشکیل می دهند. سپس در هر فریم فیلمبرداری با جایگزینی هر یک از اعضای بدن با حالت جدید حرکتی متحرک سازی صورت می گیرد.

سایه ای (سیلوئت) : در این روش از پشت صفحه به کاراکترها و آبجکت ها نور تابانده می شود و سوژه ها ضدنور یا سیلوئت خواهند بود.

برجسته : در اینگونه از کات اوت معمولن کاراکترها و آبجکت ها به دلیل داشتن حجم و برجسته بودن مفصل بندی نشده و هر عضو به صورت جدا از هم انیمه می شود که این کار به دلیل حجم و سنگینی اجزای برجسته ی کاراکتر بهتر صورت می پذیرد .تنها نکته ی این روش لزوم نورپردازی خوب از جهات مختلف برای حذف سایه های حاصل از برجستگی کناره های کاراکتر می باشد.

 

۲) عروسکی تک فریم :

در این روش کاراکترها را با عروسک یا خمیر می سازند و بعد از قرار دادن و ثابت کردن آنها در صحنه و دکور مورد نظر فریم به فریم حرکت داده و فیلمبرداری می کنند.

در این سبک، انیمیشن با دنیای سینما به شکل جدی تری در تماس قرار می گیرد.عکسبرداری ، نورپردازی و باقی عناصر کار از همان اصول سینما تبعیت می کنند.

مفصلی :در این روش اسکلت کاراکتر انسان،حیوان و یا هر پرسوناژ مورد نظر دیگر با الگوگیری از نمونه ی واقعی آناتومی آن ساخته شده و مفصل بندی می شود. سپس روی اسکلت به وسیله ی ابر یا مواد شبیه آن پوشانده شده و در پایان لباس را بر روی آن می پوشانند.

غیرمفصلی: شیوه ی غیر مفصلی به دو روش اسکلت مفتولی و خمیری با قابلیت خم شدن ساخته و اجرا می گردد.

 

۳) نقاشی روی شیشه :

در این نوع انیمیشن با رنگ روغن یا مواد رنگی دیگر روی شیشه نقاشی کشیده شده و آن را تغییر می دهند. با پدید آمدن هر تصویر یا فریم جدید تصویر قبلی از بین می رود و اصلاح سطح صورت می گیرد.

در این روش نورپردازی از پایین به رنگ ها کیفیتی درخشنده و زیبا می دهد . در این سبک ظرافت در درجه ی اول اهمیت قرار دارد.

فیلم ” خیابان” کارولین لیف

 

۴)انیمیشن با ماسه :

در این نوع انیمیشن شن،ماسه،نمک یا دیگر مواد ریز را روی صفحه ی شیشه ای ریخته،به آنها شکل می دهند و عکس می گیرند.

در این سبک هم مثل انیمیشن روی شیشه در هر فریم جدید اصلاح سطح انجام می شود و با تشکیل تصویر جدید تصویر قبلی از بین می رود.خاصیت این سبک در قیاس با باقی سبک ها این است که عنصر اتفاق در آن نقش بیشتری دارد و می شود از این سبک برای خلق آثار انتزاعی تر کمک گرفت.

در این روش با افزایش سطوح مختلف ماسه می توان به درجات متنوع خاکستری دست یافت.در این تکنیک دوربین به صورت عمودی در بالای میز انیمیشن قرار گرفته و متحرک سازی انجام می شود.

 

 

د. اِرل کینگ ساخته ی بن زلکویچ (The ErlKing)

ج. شنبه ساخته ی گیزله و ارنست آنزورگه (Sabbath)

ب. رقص ماسه ساخته ی ریچارد کواد (Sand Dance)

الف. مسخ آقای سامسا ساخته ی کارولین لیف (The Metamorphosis Of Mr. Samsa)

جغدی که با غاز ازدواج کرد ساخته ی کارولین لیف

۵)تخنه سنجاق:یکی از تکنیک های کاملن تجربی و مشکل است که در آن با کاشت تعداد زیادی سوزن با تراکم های ناحیه ای ختلف بر روی تابلوی سفید و نورپردازی از زاویه ای مشخص و ایجاد سایه روشن با تغییر در ارتفاع سوزن ها تصاویر را به وجود می آورند و متحرک سازی صوت می گیرد.

شبی بر فراز کوه سنگی ساخته ی الکساندر الکسین و کلر پارکر

در سال ۱۹۷۶nfb ساخته ی استدیوی Mindscape

 

۶) پیکسیلیشن: پیکسلیشن واژه ای ست که در دهه ی ۱۹۵۰ به وسیله ی نورمن مک لارن یکی از پیشگامان انیمیشن برای نامیدن تکنیکی که در آن از سوژه های انسانی با تکنیک استاپ موشن فریم به فریم عکسبرداری می کرد ابداع شد.او این پروسه را اینگونه توصیف می کرد : ” پیکسیلیشن اعمال اصول معمول عکسبرداری انیمیشن و فیلم کارتونی در فیلمبرداری از هنرپیشه های واقعی ست. یعنی به جای قرار دادن نقاشی، کارتون و عروسک مقابل دوربین انیمیشن، انسان واقعی قرار دادیم “.

هنرپیشه به نوعی به عروسک زنده استاپ موشن تبدیل می شود. سوژه های زنده فیلمبرداری شده با این روش در حرکاتشان یک ویژگی سورئال باشکوه دارند گویی عروسکهایی افسون شده هستند که به وسیله نیرویی نامریی حرکت داده می شوند. قوانین و نیروهای طبیعی فیزیکی حاکم بر حرکات واقعی مانند اینرسی، وزن و جاذبه با این روش حذف می شوند.

به گفته ی نورمن مک لارن:کاربرد چنین تکنیکی جدید نیست و در واقع به فیلمهای فرانسوی اولیه در دوره ملی یس بازمی گردد که دوربین را در وسط فیلمبرداری متوقف می کردند تا حقه هایی ایجاد کنند و از آن زمان چنین اصولی گاه به گاه توسط فیلمسازان تجربی مورد استفاده قرار گرفت.

در این روش اگر حرکات طبیعی با تاثیرات خاصی از جاذبه، اینرسی و نیروی گریز از مرکز ترکیب شود این حرکات دیگر طبیعی به نظر نخواهند رسید.

۷) انیمیشن اشیا : در انیمیشن اشیا می توان سوژه ها و آبجکت های بی جان را اغلب با اندازه های واقعی و به صورت تک فریم متحرک سازی کرد.

انیمیشن اشیا قدیمی ترین تکنیک استاپ موشن به شمار می رود.

۸)انیمیشن استاپ موشن:

استاپ موشن یا همان انیمیشن ایست – حرکتی یکی از تکنیکهای ساخت انیمیشن است که در آن با استفاده از فیلمبرداری فریم به فریم اشیاء فیزیکی را به حرکت در می آورند. بدین ترتیب که شیء مورد نظر را کمی جابجا کرده و عکسبرداری می کنند و سپس کمی دیگر آن را جابجا کرده و دوباره عکسبرداری می کنند و این کار را ادامه می دهند و در نهایت وقتی این عکسها پشت سر هم به نمایش در می آیند.

از آنجا که از استاپ موشن برای متحرکت نشان دادن اشیاء واقعی همچون اسباب بازیها، عروسکها، ماکتها و غیره استفاده می شود و در آن از نقاشی و طراحی خبری نیست به آن انیمیشن اشیا نیز گفته می شود.

 

۱۹۱۰: The Beautiful Lukanida و The Battle of the Stag Beetles

۱۹۱۱: The Ant and the Grasshopper

۱۹۱۳: Voyage to the Moon

۱۹۱۶: On the Warsaw Highway

۱۹۲۲: Frogland

۱۹۲۶: The Magic Clock

۱۹۳۴: The Mascot

۱۹۳۵: In the Land of the Vampires

۱۹۳۷: Tale of the Fox

 

ج) انیمیشن قبل از دوربین

در این دسته از تکنیک ها،تمام مراحل متحرک سازی ،تست زدن آن و اطمینان از درست بودن حرکات،قبل از مرحله ی فیلمبرداری انجام می گیرد.هرچند که امروزه به کمک کامپیوتر این تکنیک ها تغییراتی کرده و ابزارهای سنتی همچون سل،قلم و رنگ جای خود را به ابزار های مشابه تعبیه شده در نرم افزارها داده اند ،اما متد و مراحل انجام کار را همچنان می توان به همین سبک نسبت داد.این تکنیک را می توان به این صورت طبقه بندی کرد:

۱)انیمیشن روی کاغذ : در این نوع انیمیشن ،تصاویر روی کاغذ کشیده می شود،این عنوان برای سبک های دیگر هم به کار می رود ولی در اینجا منظور طراحی روی کاغذ است .بسیاری از کارتون هایی که ما در کودکی تماشا می کردیم به این سبک شناخته شده اند و در حال حاضر هم با تمام پیشرفت های سینمایی و کامپیوتری کماکان بسیاری از انیمیشن های جهان به همین سبک ساخته می شوند.

در این روش به دلیل عدم استفاده از طلق،زمینه ها ساده تر انتخاب شده و تمامی اجزای صحنه برای هر نقاشی مجددن کشیده می شود.از ویژگی های مهم این روش مطرح بودن تصاویر و دیگر سادگی پس زمینه است.ابزاری که در این روش به کار می رود می تواند مداد های مختلف ،راپید،قلم فرانسه،پاستل،آبرنگ،رنگ روغن و یا هر وسیله ی تازه ی دیگری باشد.

“تداعی” ساخته ی نورالدین زرین کلک

“لاواتاری” برنده ی جایزه اسکار ۲۰۰۷

 

۲) انیمیشن روی طلق :

در این نوع انیمیشن تصاویر روی طلق های شفاف کشیده و رنگ آمیزی می شوند.سل انیمیشن،انیمیشن سنتی،انیمیشن کلاسیک یا انیمیشن دستی نیز نامیده می شود و در کنار انیمیشن روی کاغذ از قدیمی ترین و رایج ترین سبک های انیمیشن است.

نام این تکنیک از نام ورق های سلولوئیدی شفاف که سل نام دارند و کاملن نور را از خود عبور می دهند،گرفته شده است.در این روش با قراردادن چند طلق بر روی هم و لایه بندی آنها ،بطوریکه روی هرکدام به دلخواه طراحی یک کاراکتر یا پس زمینه و یا اشیا و آبجکت های مورد نظر به طور جداگانه انجام گردید،متحرک سازی صورت می گیرد.

از آنجا که هر لایه از طلق ۵% روشنایی را کاهش می دهد،به طور معمول لایه بندی طلق ها تا ۴ لایه قابل استفاده است،البته ضخامت طلق های مورد استفاده نیز در این امر تاثیر بسزایی دارد.از طرف دیگر فشار قرار گرفتن طلق ها بر روی یکدیگر نیز باید کنترل شود،زیرا اگر این فشار کم باشد باعث تاب برداشتن طلق ها و ایجاد سایه در فیلمبرداری شده و اگر این فشار زیاد باشد می تواند موجب چسبیدن طلق ها به یکدیگر شود که برای جلوگیری از آن از نوعی پودر بی رنگ در بین لایه های طلق استفاده می گردد.

۳) انیمیشن با عکس

در این سبک از سوژه در حالت های مختلف عکس برداری می شود سپس عکس ها چاپ شده و سوژه به دلخواه دوربری می شود و بر روی صفحات سل یا همان طلق چسبانده می شوند که این صفحات طلق می توانند تا ۴ لایه افزایش یافته و بر روی زمینه ی نقاشی شده قرار گیرند.از آنجا که عکس های گرفته شده تنها در حالت های کلیدی حرکت گرفته شده اند،برای جلوگیری از پرش تصویری بین دو فریم ،آنها را به هم دیزالو می کنند.این تکنیک از قابلیت ترکیب بالایی با شیوه ی سل انیمیشن و همچنین دیگر تکنیک های انیمیشن برخوردار است.

۴) دیاگرام انیمیشن

این روش بیشتر کاربرد آموزشی دارد و در آن از شکل های ساده و خطوط و نقش ها استفاده میشود.

۵)تلفیقی و زنده

این شیوه در دو مرحله ی اصلی اجرا می شود که در مرحله ی نخست کار به صورت رئال و زنده فیلمبرداری شده و در مرحله ی دوم این تصاویر با یکی از تکنیک های انیمیشن تلفیق و ترکیب می شوند.این تکنیک خود به سه گونه تقسیم می شود:

الف)روتوسکپی:

در این نوع انیمیشن از حرکات بازیگر فیلمبرداری می شود و از روی آن طراحی می شود. در این سبک هم از بازیگر زنده استفاده می شود، با این تفاوت که از حرکات طبیعی بازیگر با دوربین فیلمبرداری فیلم گرفته می شود و پس از پایان فیلمبرداری بر روی هر فریم کار می شود و آن را به صورت انیمیشن در می آورد.

این تکنیک نخستین بار توسط مکس فلایشر در مجموعه ی انیمیشنی خارج از دوات که در سال ۱۹۱۴ ساخته شد مورد استفاده قرار گرفت.او در این انیمیشن حرکات زنده ی برادرش،دیو فلایشر، را در لباس یک دلقک به شخصیت کوکوی دلقک انتقال داد.فلایشر بعد تر این شیوه را برای شماری دیگر از کارتون هایش نیز به کار گرفت که مهمترینش رقص کب کالوی در سه قسمت از کارتون های بتی بوپ در اوایل دهه ی ۳۰ و متحرک سازی شخصیت گالیور در سفر های گالیور بود.بعد از او والت دیزنی و انیماتورهایش این روش را بسیار دقیق و کارآمد به خصوص در متحرک سازی سفید برفی و هفت کوتوله به کارگرفتند و پس از آن در بسیاری از انیمیشن ها بلندشان.رالف بکشی در دهه ی ۷۰ از این تکنیک به فراوانی در انیمیشن های جادوگران(۱۹۷۷) و سالار حلقه ها (۱۹۷۸)استفاده کرد.

لینکیتر(کارگردان یک اسکنر تاریک نگر)در سال ۲۰۰۰ با استفاده از تکنیکی مشابه از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق تصاویر سوریال فیلم زندگی بین خواب و بیداری بهره گرفت و اکنون آن را برای یک اسکنر تاریک نگر به کار برده است.او نخستین کارگردانی می باشد که از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق یک فیلم بلند استفاده نموده است.

روتوسکوپی تکنیکی است که انیماتورها در آن حرکت فیلم زنده را فریم به فریم کپی می کنند.در واقع در این شیوه تصاویر فیلم زنده روی یک پرده ی مات بازتابیده شده و به وسیله ی انیماتور ها دوباره ترسیم می شوند.تجهیزات مورد استفاده در این کار روستوسکوپ نام دارد.

اگر روتوسکوپی ضعیف کار شده باشد خطوط اصلی که باید از فریمی به فریم دیگر متفاوت باشند ، با کمی انحراف روی هم قرار می گیرند در این صورت به اصطلاح گفته می شود انیمیشن خشن کار شده است.

خارج از دوات” اولین روتوسکوپی”

آخرین قطار سریع السیر اولین روتوسکوپی دیجیتال-۱۹۹۴

شمشیر های لیزری جنگ ستارگان

سفید برفی و هفت کوتوله،کارتون های سوپرمن دهه ی ۴۰،زیر دریایی زرد،تیتان،ارباب حلقه ها،آناستازیا و…

خیابان روتو موشن

 

ب)ترکیب انیمیشن دو بعدی و زنده :

در این تکنیک پس از فیلمبرداری راش ها در اختیار انیماتور قرار می گیرد و انیماتور آبجکت ها و کاراکتر های مورد نظر را با استفاده از هر تکنیک انیمیشن که در نظر گرفته باشد به فیلم اضافه می کند و دوباره از کادر فیلم به همراه انیمیشن فیلمبرداری می شود.

از معروف ترین کارهایی که به این روش تهیه شده اند می توان به فیلم “چه کسی برای راجر خرگوشه پاپوش دوخت” اشاره کرد.

ج)ترکیب سه بعدی و زنده( داینامیشن) :

در این نوع انیمیشن دنیای خیالی با دنیای واقعی در هم می آمیزند. هنرپیشه ها به کمک تخیل و دکوپاژ دقیقی که کارگردان بر مبنای فیلمنامه در دست دارد با موجودات خیالی که وجود خارجی ندارند حرف می زنند و یا به ایفای نقش می پردازند.

از نمونه های معروف این سبک می توان به سری فیلم های گودزیلا اشاره نمود.

 

۶) پویانمایی محض

به روشی از تولید پویانمایی سنتی با کیفیت بالا گفته می شود که طرح های پرجزئیات و حرکات پذیرفتنی دارد.که شامل سبک واقعی مانند کارهای دیزنی و سبک کارتونی مانند استدیو وارنر می باشد.

د)انیمیشن کامپیوتری

این شیوه ی ساخت انیمیشن تقریبن مجموعه ای ازهمه ی تکنیک های نام برده را در بر می گیرد.با این تفاوت که با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری و امکانات گسترده ی آنها،ضمن صرفه جویی قابل توجه در وقت توانایی استفاده از ابزارها و حتا سبک های مختلف انیمیشن را به سهولت در اختیار انیماتور قرار می دهد.

دو نمونه ی مهم انیمیشن کامپیوتری انیمیشن دوبعدی و انیمیشن سه بعدی هستند.

۱)انیمیشن دوبعدی کامپیوتری: این سبک درواقع نسخه ی امروزی شده ی انواع انیمیشن های دوبعدی دستی است .در این نوع انیمیشن کاراکترها به وسیله ی نرم افزارهای دوبعدی حرکت داده می شوند.

۲)انیمیشن سه بعدی کامپیوتری: در این سبک مدل های عروسکی توسط اسکنرهای پیشرفته به صورت سه بعدی اسکن می شوند و بعد با کمک نرم افزارها حرکاتشان طراحی می شود.دکور و فضای این انیمیشن ها نیز به صورت کامپیوتری ساخته می شود.

بالانس (برنده جایزه اسکار ۱۹۸۹)

جغدی که همسر غاز شد (فیلم برتر فستیوال انیمیشن کانادا)

Fallen art

 

 

گردآوری: زینت رحیمی

اسطوره در انیمیشن ملی

اسطوره در انیمیشن ملی

 

اسطوره یک عنصر اساسی تمدن انسانی است.

این مقاله نخست به بررسی فایده های شناخت اسطوره ها ،سودمندی های شناخت و مطالعه درباب اساطیر یک ملت و شناخت هنر و تاثیرگذاری اسطوره بر آنها می پردازد.

سپس به انیمیشن به عنوان مهم ترین و مناسب ترین رسانه ی کودکان با قابلیت در بر گرفتن مضامین اساطیری با رویکرد اصلاح زیربنای فرهنگی جوامع پرداخت می گردد.

مقدمه

هنر بر کودکان تاثیرات ویژه ای دارد.سرمایه گزاری روی کودکان اساسی ترین سرمایه گزاری است،چرا که کودکان حافظ تمدن اند و هرقدر کودکان به لحاظ شخصیتی اصیل تر و تکامل یافته تر شوند در حقیقت تمدن انسانی پربارتر می گردد.

کودک به عنوان سنگ بنای ساختمان عظیم بشری محسوب می شود و ما بنا به ضرورت هر موضوع یا پیامی را می توانیم در قالب انیمیشن برای آنها نمایش دهیم.و این یعنی ظرفی به گنجایش تمدن بشری ،که اهمیت آن زمانی دوچندان می شود که با زیبایی و رعایت اصول زیبایی شناسی توام گردد .در این صورت است که قدرت این پدیده معجزه آسا و اعجاب انگیز می شود.

اسطوره یک عنصر اساسی تمدن انسانی است.افسانه سازی و قصه پردازی بیهوده نیست،بلکه برعکس واقعیتی زنده است که باید از آن یاری جست.

رسالت اسطوره مرامی و مسلکی است و اسطوره باعث و بانی وحدت و یکانگی قومی است.

چنان که افلاطون عقیده داشت اساطیر خواه جنبه ی تمثیلی داشته باشند و خواه نداشته باشند یک کودک قادر به تشخیص مفهوم تمثیلی از مفهوم لفظی نیست و عقیده هایی که شخص در کودکی دریافت می کند ثابت و پاک نشدنی در ذهنش باقی می ماند.در این نوشتار به اسطوره و کارکرد آن در انیمیشن در جهت خلق هنر ملی خواهم پرداخت.

متن مقاله :

هرچند اسطوره در دیدگاه های گوناگون تعاریف و تعابیر متعدد دارد،اما در یک کلام می توان آن را چنین تعریف کرد:اسطوره عبارت است از روایت یا جلوه ای نمادین درباره ی ایزدان،فرشتگان،موجودات فوق طبیعی و به طور کلی جهان شناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود از هستی به کار می بندد.اسطوره سرگذشتی راست و مقدس است که در زمانی ازلی رخ داده ، و به گونه ای نمادین ،تخیلی و وهم انگیز می گوید که چگونه چیزی پدید آمده،هستی دارد،یا از میان خواهد رفت، و در نهایت ،اسطوره به شیوه ای تمثیلی کاوشگر هستی است..

اسطوره ها با تماس تمدن ها از یکدیگر نیز دگرگونه می شوند و به همان گونه که گذشت روایت های جداگانه ای از اسطوره را پدید می آورند و از سوی دیگر با گذشت زمان و دیرینگی آنها در طول تاریخ،به صورت تمثیل در می آیند و « بینش اساطیری در انطباق خود با اندیشه ی انسان معاصر از زوایای تاریک ناخودآگاه به خودآگاه او انتقال یافته و در لایه ای اجتماعی حیات پویا و باشعور خود را ادامه می دهد. پندار های اساطیری کهن در ساختی دگرگونه از فرایند نیازها ، آرمان ها و آرزو ها سر بر می آرند و به صورتی سمبولیک در نماد،ذهنیت تمثیلی خود باز می یابند.

دگرگونی اسطوره ها را بیشتر باید در پیوند با کارکرد و کارایی اسطوره ها دانست.این که اسطوره ها با گذشت زمان و در گستره ی تاریخ کارکردی جداگانه می پذیرند و تن به دگردیسی می دهند،نتیجه ی سازش پذیری اسطوره ها با فرهنگ ها و باورهای دوره های پسین است و این دگرگونی ،در اثر سازش پذیری تا زمان اکنون نیز گسترده است..

امروزه نمودهای اسطوره ای و آیین های باستانی را در جشن ها و مراسمی که برپا می داریم ، به روشنی می توان دید.اگرچه دیگر اصل و علت انجام آنها به دست فراموشی سپرده شده است.پس می توان گفت که اسطوره در فرهنگ های امروز،به طور فراگیر فراموش نشده است،بلکه در ژرفای انسان،در خیال ها و رویاهایش در پوششی از کهن الگوها می زید و در هنرهایی که انسان می آفریند بازتاب می یابد،آنگونه که شعر شاعران،نقاشی ها،رمان ها و … بن مایه های اسطوره ای را بر ما آشکار می دارد.البته این نمودها به گونه ای نمادین و رازآلود هستند که گاه دریافت آنها نیاز به شناختی ژرف از اسطوره گذشته ی یک ملت و جامعه دارد.

با ژرف نگری می توان دریافت که اسطوره ها نمرده اند،بکه تا حد دنیوی شدن پایین آمده اند.از اینرو ،رنگ باخته و تقدس و مینوی بودن خود را از دست داده و الگوهای رفتاری جداگانه ای گشته اند.قهرمانان و ایزدان،جای خود را به الگوهای تهی از تقدس داده اند.

نگاهی کوتاه به روند اسطوره و برداشت ملت ها از آن،این بن مایه را روشن می سازد.«در قرن نوزدهم به هر آنچه که با واقعیت تضاد داشت ،اسطوره اطلاق می شد.کم کم پافشاری بر این واقعیت که اسطوره بازگو کننده ی ناممکن ها و نامحتمل هاست،رنگ باخت و به این گفته اکتفا شد که اسطوره در واقع شیوه ی تفکری متفاوت با شیوه ی اندیشه ورزی ماست و در عین حال تصدیق شد که نباید از پیش آن را “کجراهه” پنداشت.به مرور ،از این نیز پیشتر رفت و کوشش شد تا با قلمداد کردن اسطوره به مثابه ی مهمترین شکل “تفکر جمعی” جایی برای آن در تاریخ عمومی اندیشه باز کنند، و از آنجا که تفکر جمعی در هیچ جامعه ای و در هر مرحله ای از تکامل هرگز به طور کامل منسوخ نمی شود،به درستی مشاهده شد که هنوز گونه ای رفتار اسطوره ای در جهان نو باقی مانده است.برای نمونه،سهیم بودن کل جامعه در برخی از نمادها به مثابه ی ادامه ی حیات تفکر جمعی تلقی شد.نشان دادن کارکرد پرچم ملی با تمامی تجربه های عاطفی همراه با آن که به هیچ روی یا “مشارکت” در هر نماد متعلق به جامعه های باستانی تفاوت ندارد،دشوار نبود.

 

اکنون باید از خود بپرسیم فایده ی شناخت اسطوره ها چیست؟سودمندی های شناخت و مطالعه در باب اساطیر یک ملت چیست ؟آنگاه علت تاکید بر ادغام اسطوره و هنر انیمیشن را جستجو کنیم..

۱)مهم ترین کارکرد اسطوره:به گمان الیاده،عبارت است از “کشف و آفتابی کردن سرمشق های نمونه وار همه ی آیین ها و فعالیت های معنی دار آدمی،از تغذیه و زناشویی گرفته تا کار و تربیت،هنر و فرزانگی”

 

۲) شناخت تاریخ تمدن:یکی از سودمندی های شناخت اساطیر آن است که ما با مطالعه ی اساطیر یک ملت،تاریخ تمدن،فرهنگ،اندیشه و سیر پیشرفت آن ملت را می شناسیم.باورها و سنت های باستانی را می توان از درون اسطوره ها بیرون کشید . چه بسا مطالعه ی اساطیر،ما را با گوشه هایی از آداب و الگوهای کهن،که هنوز در ما زنده است و کارکرد دارد ،آشنا سازد.مانند اسطوره های نوروزی.پس با بهره گیری از اساطیر می توان رفتارهای اجتماعی،فرهنگی و روانی ملت ها را تجزیه و تحلیل کرد.

۳)بهره گیری در هنر و ادبیات:فایده ی دیگر اسطوره ،بهره گیری از آن در ادبیات و هنر است.بسیاری از آثار ادبی کلاسیک ریشه ای اساطیری دارند.از شاهنامه ی فردوسی گرفته تا ایلیاد و ادیسه ی هومر،منطق الطیر عطار و گیل گمش که نخستین حماسه ی جهان است ،همه بن مایه ای اسطوره ای دارند.اسطوره حتا در هنر و ادبیات معاصر کاربرد دارد.بسیاری از آثار ادبی و هنری معاصر،چون آثار سورئالیستی ،اکسپرسیونیستی،رمان های روانکاوانه ،نیز آثاری در مکاتب رئالیسم جادویی و فرانوگرایی (پست مدرنیسم)،نیاز به تحلیل اساطیری دارند و کلن یکی از دیدگاه های نقد ادبی را تحلیل اسطوره ای تشکیل می دهد.در ادبیات سرزمین خودمان،در آثار سپهری-از جمله آنجا که به نیلوفر،تقدس نور،آب،زمان، مکان و سفر به «آرمانشهر» اشاره دارد.بنی اسطوره ای می توان یافت.بوف کور هدایت و برخی اشعار نمادین نیما نیز از این مایه ای اساطیری بهره مند است.

آثاری که از مایه های اساطیری برخوردارند،تنها منحصر به آثار شعری و داستانی نیستند.بلکه در هنرهای دیگر ، به ویژه در نقاشی،بسیاری از آثار تجلی اسطوره ای دارند.نقاشی های غار آلتامیرا و غار لاسکو که مربوط به هفده هزارسال پیش است،نشان می دهد که انسان برای بیان اندیشه ها و عواطف خویش از اسطوره کمک گرفته است.پس اسطوره تنها جنبه ی روایی ندارد،بلکه نقاشی،تندیس گری،موسیقی و حتا رقص های آیینی سرخپوستان آمریکا و سیاهپوستان آفریقا و دیگر نقاط جهان نیز همه به نوعی جنبه اساطیری دارند … در هنر معاصر،از جمله در آثار پیکاسو،کاندینسکی و سالوادوردالی ،بن مایه های اساطیری نقش مهمی ایفا می کنند.

۴)عروج و اعتلای انسان:تقلید از اعمال اسوه مانند وجهی مثبت دارد: آیین انسان را بر آن می دارد که حدود خویش را اعتلا بخشد،و خود را همطراز خدایان و قهرمانان اساطیر سازد و در عرض آنان قرار گیرد تا بتواند کارهایشان را انجام دهد.اسطوره مستقیم یا غیرمستقیم ،موجب “عروج و اعتلا” ی انسان می شود.

۵)وحدت بخشیدن:کارکرد اسطوره در جامعه و در میان انسان ها را می توان همانند کارکرد نمایشنامه دانست.«گاه جامعه گنجینه ی اساطیر خود را به نقالان حرفه ای می سپارد و گاه اسطوره به قطعاتی تقسیم شده است که همچون نقش ها در نمایشنامه ی تئاتر،با هم ارتباط و تناسب دارند،و بر روی هم دارای نظم و سامان اند و به همین علت اسطوره در کلیت و جامعیت خود،همبستگی انسان ها را استحکام می بخشد،همانگونه که متن نمایشنامه،وحدت کار نمایش را پی می افکند.در نخستین مورد،کارکرد یا رسالت اسطوره مرامی و مسلکی است و اسطوره باعث و بانی وحدت قوم است.چون آن را بر مبنای نظام ارزشی بنیاد می کند و ما با «دریافت ها» سر و کار داریم.اما در حالت دوم،کارکرد و رسالت اسطوره ،جامعه شناختی یا اجتماعی است و اسطوره وحدت قوم را با ارائه ی نمایشنامه و نمایش و کلیه فعالیت های اجتماعی در لحظه ی تحقق آنها پی می افکند و ما در قلمرو مقولات زیسته و تجربه شده» سیر می کنیم.»

۶)رشد فکری : از راه گفتارهای اسطوره ای انسان می تواند به معنویت و به رشد و نمو فکری دست یابد.امیل ژنه می گوید:«اساطیر که در همه ی زمان ها مجردات لایزال را متمثل ساخته اند،تاثیری عمیق در نضج گیر،صورت بندی و رشد و نمو اندیشه ی ما داشته اند.آنها برخلاف حدس و گمان مان،ساده دلانه و عبث نیستند.گذشتگانمان را یاری داده اند که خود را بشناسند و به ما کمک می کنند که خویش را دریابیم..

از طرق تمثیلات اساطیر که دریافتنی و زنده است،ساز و کار امیال و شهوات انسانی جان می گیرد قوانین هر فلسفه ای نظام و نسق می یابد و معنای زندگانی عالم روشن می شود.

۷)علم به خاستگاه هرچیز:با دانستن “اسطوره” انسان خاستگاه هر چیزی را می داند و به این ترتیب می تواند آنها را به دلخواه کنترل کرده یا به کار گیرد.این دانش،دانش “بیرونی” یا “تجریدی” نیست،بلکه دانشی است که فرد به گونه ی آیینی آن را تجربه می کند ،چه از طریق بازگویی آیینی اسطوره و چه به گونه ی آیینی که آن را توجیه می کند.

۸)زیستن و تجربه ی اسطوره: انسان اسطوره را می زید.به این معنا که فرد، به وسیله ی نیروی برین و مینوی حوادثی که دوباره بیان می شوند یا انجام می گیرند،تصرف می شود.

“زیستن” یک اسطوره ،دلالت بر تجربه ای “مذهبی” دارد که با تجربه ی عادی زندگی روزمره،دیگرگونه است.ویژگی مذهبی بودن این تجربه ،بر پایه ی این واقعیت است که فرد حوادث تخیلی،والاو پرمعنا را دوباره انجام می دهد و دیگرباره شاهد کردار سرشتین موجودات فراطبیعی می شود،به این ترتیب که از زندگی کردن در دنیای روزمره باز می ایستد و وارد جهانی دگرگون شده و آغازین می شود که سرشار از هستی موجودات فراطبیعی و برین است.

آنچه که مورد نظر است،تنها، یادبود رخدادهای اسطوره ای نیست،بلکه انجام دوباره ی آنهاست.قهرمانان اسطوره هستی پیدا می کنند .در واقع فرد با آنها هم دوره می شود.گویی فرد،دیگر در زمان تقویمی زندگی نمی کند،بلکه در زمان آغازین ،زمانی که حادثه نخست بار رخ داده است،می زید.به این دلیل می توانیم این واژه را به عنوان “زمان پرقدرت ” اسطوره به کار ببریم.زمان شگفت انگیز مقدس و مینوی یعنی زمانی که چیزی نو،پرنیرو و پرمعنا ظهور می کند.

تجربه کردن آن “زمان” و امکان انجام دوباره ی آن،این گونه است که دوباره شاهد کارهای الهی باشیم،با موجودات فراطبیعی روبه رو شویم و درس خلقت آنها را فر گیریم.

این خود گرایشی است که همانند یک الگو در تکرار آیینی همه ی اساطیر وجود دارد.

کوتاه سخن این که،اسطوره های آن جهان آشکار می کنند که انسان و زندگی،سرچشمه و تاریخی فراطبیعی داشته اند و همین تاریخ است که پرمعنا،با ارزش و نمونه است.

۹)تحلیل رفتارهای فرهنگ قومی:بدیهی است که با بهره گیری از اساطیر،می توان رفتارهای فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و روانی اقوام گوناگون را تحلیل کرد.

اسطوره یکی از عنصرهای اصلی سازنده ی فرهنگ قومی جوامع نخستین بوده و به راستی هویت اقوام را تشکیل می داده است.اسطوره مشخص کننده ی ساختار حیات اجتماعی یک قوم و ملت است.

اسطوره در سده ی پیش به مفهوم”افسانه” ،حکایات افسانه ای و داستانهای تخیلی تلقی می شد اما از آغاز سده ی کنونی ،دیگر آن را به مفهوم “سرگذشتی واقعی،ارزشمند و گرانقدر،قدسی،نمونه وار و پرمعنی” برشمرده اند.

 

 

بن مایه های انتزاعی و ماوراء الطبیعی روزگار باستان همیشه با زبانی فاخر و فلسفی بیان نشده است،بلگه به گونه ی اسطوره ها،نمادها و آیین ها درآمده است،به گونه ی « نظامی که شاید بتوان آن را پردازنده ی نوعی فلسفه ی اولی به شمار آورد.» در این صورت باید مفهوم لایه های زیرین اساطیر و نمادها را دریافت و به قول زبان شناسان،باید«ژرف ساخت» اساطیر و نمادها را بازسازی کرد و نیک به تجزیه و تحلیل آن پرداخت.آن گاه می توان همه ی واژه های نمادین را به زبان عادی و قابل فهم برگرداند.

با علم به کارکرد های اسطوره و علت تمایل به ادغام هنر و اسطوره لازم است با پیوستگی اسطوره و هنر از جمله روایات شفاهی و ادبیات نوشتاری،هنرهای دیداری،هنرهای نمایشی،رقص و موسیقی بپردازیم و پیشینه ی تاریخی آن را ذکر کنیم.

روایات شفاهی و ادبیات نوشتاری:اسطوره های تمدن های باستانی بیشتر به واسطه ی سنت نوشتاری بازمانده اند.باستانی ترین ماخذ از آن دو شاعر بزرگ یونانی،هومر و هزیود است که تقریبن در سده ی هشتم پ.م. به نوشتار درآمده است.

گونه های ادبی،مانند حماسه-تا آنجا که روایتگر سرگذشتی موثق بوده اند همیشه همچون ابزاری برای انتقال اساطیر به شمار می رفته اند.دو اثر حماسی هومر نمونه ای از کشف ارزش های پهلوانی بوده اند و منظومه ها نیز شالوده ی آموزش و پرورش در یونان باستان قلمداد گردیده اند.حماسه های بزرگ هند همچون مهابهاراته و رامایانه به عنوان دانشنامه های عصر باستان تلقی شده و الگوهایی برای کل هستی انسان رقم زه اند.

تحلیل اساطیری ادبیات و هنر از جیمز فریزر آغاز شد.او کتاب شاخه ی زرین را در آغاز سده ی بیست انتشار داد و در آن ،اسطوره ها و آیین های کهن را به مثابه ی آثار ادبی تحلیل کرد.تی اس الیوت سخت زیر تاثیر آن قرار گرفت.نویسندگانی چون هرمان ملویل،جویس،کافکا،توماس مان، و در ایران هدایت و سپهری از اسطوره تاثیر پذیرفتند و آثاری آفریدند که از نظرگاه اسطوره شناسی قابل تجزیه و تحلیل اند.حتا نقد ادبی معاصر زیر تاثیر اسطوره شناسی قرار گرفت.از جمله منتقدانی که آثار ادبی و هنری را از دیدگاه اسطوره شناسی بررسی کردند،می توان رابرت گریوز،نورتروپ فرای و باشلار را ذکر کرد.به عقیده ی باشلار،شناخت شاعرانه ی جهان مقدم یر شناخت عقلایی آن است.او می گوید انسان نخست از تحلیل و تصویرگرایی به معرفت دست یافت.شناخت علمی و تفسیرعلمی از جهان در مراحل بعد نصیب انسان شد.اسطوره مانند شعر وهنر،مقدم بر آگاهی علمی است.به بیان دیگر می توان گفت که اسطوره پردازان نخستین درواقع آغازگر ادبیات و هنر بوده اند.

هنرهای دیداری:نوع رابطه ای که میان اسطوره و ادبیات وجود دارد،در هنرهای دیگر نیز به چشم میخورد.در معماری و تندیس گری ،کشف های باستان شناسی موید برتری تجلی نظام اساطیری است .اشیای سه بعدی ساخته انسان پیش تاریخی ،شامل سنگ یادبود و مقبره ،خود باز تابی از نگاره های اساطیری است،نیز نقش خورشید و ماه به گونه ای اساطیری ،در برخی جوامع باستانی باز مانده است.از جمله در گورهای مصر باستان و اهرام مصر ،در ساختار گورستان فرمانروایان چینی از دوره ی چو و غیره.

آثار نقاشیان ایرانیان باستان نیز بن مایه های اساطیری دارند.نگاره های مادی ،عیلامی و هخامنشی سر شار از مایه های هنر انتزاعی است . نگارگری نوین غرب نیز ملهم از درونمایه های شرقی ،افریقایی و آسیایی است.پیکاسو تحت تاثیر هنر افریقا قرار گرفت.ماتیس،شاگال ،کاندینسکی نیز زیر تاثیر مشرق زمین بوده اند،به ویژه ماتیس که متاثراز هنر ایرانی بود.

نگرش های اساطیری حتا در آثا معماری به چشم می خورند.یک جلوه ی آن ،نقش اساطیری ستون است.در بسیاری از روایات عامیانه ،آسمان در یک یا چندستون نهاده شده است حتا ستون های تخت جمشید می تواند نماد درخت باشد و خود تخت جمشید شاید نمودگار باغی مقدس و اساطیری است.

معماری آئینی و مدنی از هم جدا شده اند حال آنکه در برخی تمدن ها هنوز پیوندی میان دو گونه معماری دیده می شود از جمله در معماری اصفهان و بناهای تاریخی مذهبی هند و سرزمین های دیگر.

هنرهای نمایشی:اسطوره یکی از ریشه های اصلی نمایش را تشکیل می دهد.این را به ویژه در نمایش های کلاسیک باختر زمین وتراژدی های یونان باستان می توان دید.در تراژدی یونان ،پیشینه ی قهرمانی توسط گروهی کشف و ارائه می گردید که خود در زمره ی قهرمانان نبودند.با وجود این،مفهوم اساطیر موروثی مورد ارزیابی گروهی قرار می گرفت که خود دربرابر گروه گسترده تری عرض اندام می کردند.در این نمایش ها گروه همنوازان به خوانش روایات اساطیری می پرداختند و مردم را با بن مایه های باستان خویش آشنا می کردند.

برخی بر این باورند که پیوند متقابل اسطوره و آئین موجب پایداری نمایش(درام)گردیده است.در برخی جوامع،از جمله در ژاپن و ایران نمودگارهای نمایشی ریشه در اساطیر دارند.

رقص:رقص نیز یکی از ابزار تشریح درونمایه های اساطیری سراسر جهان در همه ی اعصار بوده است.به ویژه رقص های آئینی مربوط به باروری و رویش،پیروزی در شکار،درمان بیماران یا حصول حالات عرفانی شمنی در خور یادآوری است.

یکی از جنبه های زوال آیینها در جامعه ی معاصر غرب گرایش غریبان به رقص است که عاری از پیوند تنگاتنگ و بی واسطه ی با زندگی می باشد.امروز دیگر رقص،بیشتر از دیگر جلوه های هنر،جنبه ی اساطیری و آئینی خود را از دست داده است..

موسیقی:اسطوره و موسیقی در بسیاری از فرهنگ ها به شیوه های مختلف به هم گره خورده اند.برای نمونه حکایات بسیاری بازمانده که خاستگاه موسیقی را به یک شخصیت ایزدی اعصار اسطوره ای نسبت داده اند.بدین گونه،در یونان باستان گمان داشتند که چنگ را هرمس اختراع کرده و به برادرش آپولن سپرده است.از آن پس،آپولن در ضیافت های ایزدی،چنگ می نواخت درحالی که موزها(ایزدان موسیقی)به همراهی او آواز می خواندند.

از دید تفسیرگران اساطیر،انسان های گمنامی که طی هزاران سال برای آفرینش اساطیر کوشیدند،در آثار خود کلیدهای سیمین و زرین و الماس گونی نشاندند و امروز برای ما،تنها همین بس است که این کلیدها را بیابیم تا با آنها درهایی که به نه قفل بسته شده اند(این نه قفل در افسانه ی فنلاندی،رمز سه برابر شده ی سه طبیعت آدمی یعنی طبایع سه گانه ی جسمانی ،عاطفی و ذهنی او به شمار می روند)بگشاییم.

.

انیمیشن و نقش آموزشی آن

انیمیشن به معنای جان بخشی،تحرک و شور و نشاط می باشد که تاکنون واژه هایی همچون نقاشی متحرک،متحرک سازی،جان بخشی و پویانمایی را معادل آن به کار برده اند..

انیمیشن به حرکت درآوردن هرگونه عروسک ،نقاشی،طراحی و حتا انسان است که با وقفه ی زمانی صورت گرفته و سازنده در متحرک سازی دخالت و نقش مستقیم داشته باشد، و ثبت آن حرکت بر روی فیلم،ویدئو و دیسک دیجیتال صورت پذیرد.

انیمیشن به عنوان رسانه ی جمعی مهمترین ابزار برای تربیت کودکان ورشد و نموی فکری و آشنایی آن ها با هویت ملی و معنوی خویشتن است،چنان که افلاطون فیلسوف یونانی در ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح ظرفیت و توان تجربه های قاب دار را در تاثیرگذاری بر کودکان تشخیص داده بود.وی در کتاب جمهوریت خود با پرداختن به بعضی از نیازهای خاص و آسیب پذیری کودکان می گوید:«شما می دانید که شروع کار به ویژه درمورد یک کودک و یا یک شی ء ظریف،مهمترین بخش کار است.زیرا این زمانی است که شخصیت شکل می گیرد و بنابراین تاثیرگذاری دلخواه با سرعت بیشتری حاصل می شود.»

وی معتقد بود که تمام تجربه های قاب دار باید با درنظر داشتن خیر و سعادت کودکان ساخته و اجرا شوند.او اعتقاد داشت که باتوجه به این که یک کودک نمی تواند قضاوت کند که چه چیز تمثیلی یا صوری است،هرچه در این سن وارد ذهن می سازد قابی ماندگار و غیرقابل تغییر پیدا می کند.

بنابراین بسیار اهمیت دارد که داستان هایی که وی در این سنین می شنود،نمونه هایی از اندیشه های پرهیزکارانه باشد.

اگر در گذشته قصه گویی ونقالی می توانست مخاطب محدود و نسبتن اندکی داشته باشد،در روزگار کنونی ارائه ی قصه و داستان در قالب برنامه های تلویزیونی می تواند میلیون ها مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.

تصویرسازی و خیال انگیزی از تکنیک های مهمی به شمار می رود که با استفاده از آن می توان به شرایط و موقعیتی خاص عینیت بخشید و معانی و مفاهیم انتزاعی را محسوس نمود.استفاده ی مناسب از تصاویر هنری موجب گیرایی بیشتر اثر گردیده ،احساس حضور مخاطب در صحنه های مورد نظر را قوت می بخشد و از این رو در تاثیرگذاری بر مخاطب نقشش بارز دارد.

برخی انیمیشن را هنر هشتم می نامند.از این رو که دربردارنده ی هنرهای هفتگانه ی دیگر است و قابلیت بیانی نقاشی،موسیقی،ادبیات و داستان را با قواعد هنرهای نمایشی و سینما در هم می آمیزد.یکی از منابع مهم در تحقق این قابلیت های انیمیشن اسطوره ها هستند .اسطوره ها می توانند قابلیت غنی سازی زبان تصویری و غنای معنوی انیمیشن را به عهده بگیرند و مضامین ملی را بازتاب دهند و کودکان را با هویت ملی و برخی آئین و شعایر گذشتگان خود آشنا کنند.

اولین انیمیشنی که مضمون آن حال و هوای قصه های ایرانی را دارد ،خوشه ی گندم ساخته ی اسفندیار احمدیه(سال۱۳۴۱)است.نصرت کریمی در فیلم ملک جمشید(۱۳۴۵)ماجرای یکی از شاهزادگان اساطیری ایران باستان را به تصویر می کشد و در پیدایش آتش(۱۳۴۸)،افسانه ی کشف آتش را توسط ایرانیان نشان می دهد.علی اکبر صادقی در گلباران(۱۳۵۳)فضاسازی و شخصیت پردازی کاملن ایرانی را با قصه ای ایرانی در هم می آمیزد و نورالدین زرین کلک،امیرحمزه ی دلدار و گور دلگیر را در سال ۱۳۵۶ براساس یکی از افسانه های ایرانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید می کند.

اکثر فیلمسازان انیمیشن در دهه ی ۵۰ (همچون عبدالله علیمراد،وحیدالله فرد مقدم،نفیسه ریاحی و…) با ساخت آثار ارزشمند انیمیشن ،مضامین افسانه ها و اساطیر ایرانی را جهت ساخت اثر خود به خدمت گرفته اند ،به طوری که بیشتر این آثار توفیقات جشنواره ای جهانی نیز داشته اند.

نتیجه گییری:

اسطوره را می توان به مثابه ی مهمترین شکل تفکر جمعی قلمداد کرد.اساطیر سرمشق های نمونه وار همه ی آیین ها و فعالیت های معنی دار آدمی را پیش روی انسان قرار می دهند.باعث شناخت تاریخ تمدن،فرهنگ و اندیشه و پیشرفت ملت می شوند و از آنها می توان در هنر و ادبیات بهره جست چرا که شناخت اساطیرباعث اوج و اعتلای انسان و وحدت قومی می شود.

از طرفی نیز مناسب ترین سن برای آموزش و تثبیت اطلاعات در ذهن انسان سنین کودکی است و انیمیشن مناسب ترین رسانه ی جمعی برای مخاطب کودک با میزان تاثیرگذاری بسیار زیاد است.

با استفاده از مضامین اساطیری در انیمیشن و تولیدات ملی می توان به آینده ی فرهنگی و جامعه ی متمدن تری امیدوار بود.

 

منابع:

میرچا الیاده،چشم اندازهای اسطوره،مترجم:جلال ستاری،صص۱۷ ، ۱۴۴-۱۴۵

روژ باستید،دانش اساطیر،مترجم:جلال ستاری،ص ۱۰۹

دلاشو م،لوفر،زبان رمزی قصه های پری وار ،مترجم:جلال ستاری،ص ۵۷

magicTscience and religionTnew yorkT1955Tpp.101-108

mythsTritesTsymbelsTpp.6-7

مهوش واحددوست،رویکردهای علمی به اسطوره شناسیچاپ ۱۳۸۱، ص ۹۲

مقاله ی نقش انیمیشن در فرهنگ سازی و آموزش کودکان و نوجوانان ،مژگان محمدی،انتشارات دانشکده صدا و سیما،۱۳۸۸

سربخش،محمدصادق،مطالعه ی کارکرد انیمیشن در ادبیات عامه،اداره ک مطالعات رسانه و ارتباطات،تهران ۱۳۸۱

غریب پور،بهروز،انیمیشن از نخستین گام ها تا اعتلا،دانشگاه هنر،تهران ۱۳۷۷

احمدی،علی اصغر،زائر دارابی،علی،روانشناسی تربیتی،انتشارات ایران،۱۳۶۷

قصه،افسانه و اسطوره در انیمیشن ایران،محمود لطان پور،انتشارات دانشکده صدا و سیما،۱۳۸۸

 

گردآوری: زینت رحیمی