مصاحبه با استاد صادقی نیا

مصاحبه با استاد صادقی نیا

استاد صادقی نیا

دکترای هنرهای تجسمی از دانشگاه paul valy – Montpellier- فرانسه

معاون آموزشی دانشکده ی هنر

  • نظرتون در رابطه با جشنواره ی هکاتوم چیه ؟

اولین چیزی که به نظرم جالب آمد , نکته بینی و نکته سنجی بچه ها برای نام انتخابی جشنواره یعنی هکاتوم بود که بعد از تحقیق در آثار باستانی متوجه شدم که نام قدیمی شهر دامغان بوده است . در واقع اردیبهشت سال ۹۴ , دومین سال جشنواره بچه های تلویزیون و تئاتر بود که نسبت به سال قبل با گستردگی و کیفیت بهتری برگزار شد . شاید توقع زیادی باشد اما امیدوارم که بتوانیم در سال های بعد کارهای بهتر و باکیفیت تری را شاهد باشیم . گستردگی کارها در بخش تجسمی مخصوصاً  طراحی و نقاشی زیاد بود. البته خیلی بهتر میبود اگر در اختتامیه عناوین هم ذکر شوند ,زیرا وقتی کارها برای داورها فرستاده می شود , انتظار است که آثار تنها با توجه به بخش مورد نظرشان ارسال شده باشند , درحالی که متاسفانه از تصویرسازی دیجیتال تا تذهیب و تصویرسازی کودک همه چیز درهم ممتزج شده بود که کار را برای داورها سخت می کرد , چون مجبور بودیم فقط کارهای نقاشی و طراحی شده را داوری کنیم ؛ هرچند بسیاری از آثار کیفیت بهتری داشتند اما ناگزیر بودیم حذفشان کنیم . بنابراین خواهش میکنم شرکت کنندگان آثارشان را با توجه به عناوین تعیین شده ارسال کنند.

  • صحبتی با دانشجویان ورودی جدید دارید ؟

در طی این چند سال متوجه این امر شدم که هرسال ورودی های جدید , نسبت به ورودی های قبلیشان پرتلاش تر ظاهر شده اند , به آن ها خوش آمد می گویم و امیدوارم کوچک بودن شهر دامغان و نوپا بودن دانشکده ی هنر باعث سرکوب شدن اهدافشان تا پایان تحصیل نشود . ما در بخش آموزش تمام تلاشمان را داریم تا با امکانات موجود , بهترین نتیجه را از آموزش ،پژوهش و استعدادیابی دانشجویان مستعد داشته باشیم و بتوانیم یک کارشناس هنری پرورش دهیم . به لطف پروردگار اولین ورودی هایمان فارق التحصل شده اند و خیلی از آن ها در مقاطع تحصیلی تکمیلی در دانشگاه های بزرگ کشور مشغول به تحصیل هستند .

  • حرف و سخن آخر :

تشکر می کنم از شما و امیداورم این همکاری مداوم بماند  و در بخش اجرایی هر کاری که از ما برمی آید را انجام داده و همکاری دوجانبه ای را داشته باشیم .

1

تلویزیون بی کتاب، کتاب بی تلویزیون

امروزه با نگاهی کلی به برنامه‌های تلویزیون متاسفانه شاهد آن هستیم که صدا و سیما از این ظرفیت قابل ملاحظه برای تاثیر گذاری‌ها و فرهنگ سازی‌های کاربردی و مورد نیاز در جامعه استفاده نکرده و جای خالی برنامه‌هایی با مضمون کتاب و ترویج کتاب خوانی در آن به شدت احساس می‌شود.

استفاده از رسانه‌های جمعی و پر مخاطب در فرهنگ سازی‌های مهم و کارآمدی مانند ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی در جامعه یکی از موثر‌ترین و بهترین شیوه‌های فرهنگ سازی امور محسوب می‌شود.

رسانه‌های گروهی که تقریبا تمام زندگی بشر را به تسخیر خود درآورده‌اند می‌توانند در هدایت جامعه و افراد به سوی اهداف و افکار مثبت و حتی تفکرات و اهداف منفی نقش موثری ایفا کنند.

تلویزیون به عنوان پر مخاطب‌ترین و تاثیرگذار‌ترین رسانهٔ گروهی که جای خود را به وفور در زندگی افراد باز کرده است، بیش ار هر رسانهٔ دیگری فضای تربیتی خانواده‌ها را از حضور خود متاثر کرده و به نوعی تبدیل به الگو و منشا تقلیدی برای خانواده‌ها و به خصوص کودکان و نوجوانان گشته است.

با توجه به تاثیر گذاری بسیار زیاد و عمیق صدا و سیما بر جامعه و با توجه به رسالت اصلی صدا و سیما که ترویج فرهنگ اصیل در جامعه است  این رسانهٔ گروهی در حقیقت بیشترین و پر رنگ‌ترین سهم و مسئولیت برای ترویج فرهنگ کتاب و کتاب خوانی که اولین اقدام در شکوفایی فرهنگی محسوب می‌شود را دارا است

ترویج کتاب و کتاب خوانی از طریق تلویزیون به عنوان پرمخاطب‌ترین رسانهٔ گروهی که از تنوع سنی بسیار زیاد مخاطبان نیز بهره‌مند است می‌تواند با استفاده از چند شیوه صورت بگیرد.

ترویج فرهنگ کتاب خوانی از طریق تبلیغات کتاب در میان برنامه‌ها، اشاعهٔ فرهنگ مطالعه بوسیلهٔ معرفی کتاب‌های ارزشمند و ناشران موفق و تاثیر گذار در قالب برنامه‌هایی خاص و توسط مجریان برنامه‌ها و نیز فرهنگ سازی امر کتاب و کتاب خوانی به شیوه‌های غیر مستقیم و با تولید و پخش تله فیلم‌ها، سریال‌ها، انیمیشن‌ها، کارتون‌ها و برنامه‌هایی با مضمون کتاب، برای مخاطبان که از موثر‌ترین شیوه‌های ترویج و فرهنگ سازی کتاب و کتاب خوانی محسوب می‌شود، از جمله راه‌های نهادینه کردن و ترویج کتاب و کتاب خوانی در جامعه و بوسیلهٔ صدا وسیما است.

امروزه با نگاهی کلی به برنامه‌های تلویزیون متاسفانه شاهد آن هستیم که صدا و سیما از این ظرفیت قابل ملاحظه برای تاثیر گذاری‌ها و فرهنگ سازی‌های کاربردی و مورد نیاز در جامعه استفاده نکرده و جای خالی برنامه‌هایی با مضمون کتاب و ترویج کتاب خوانی در آن به شدت احساس می‌شود.

در سال‌های اخیر که کتاب به عنوان یک نیاز اساسی در جامعه مطرح شده است، بی‌توجهی و بی‌مهری صدا و سیما در مورد کتاب بیش از پیش قابل مشاهده است. در واقع عملکرد صدا و سیما دراین زمینه نشانگر آن بوده که صدا و سیما به عنوان نهادی که می‌تواند دراین زمینه نقش به سزایی داشته باشد، قدمی برای تعامل فرهنگی برنداشته و به طور کلی کتاب در صدا و سیما دارای جایگاه درخور و قابل ملاحظه‌ای نیست.

این غفلت در حالی اتفاق می‌افتد که هر روز شاهد تبلیغ کالاهایی مصرفی و نه ضروری که در مواردی جدای از ضرورت و مفید بودن، برای سلامت مادی و معنوی خانواده‌ها مضر هم می‌باشند هستیم و هنوز هیچ تبلیغ مناسب و تاثیر گذاری برای کتاب‌های ارزشمند و مفید تولید و پخش نمی‌شود.

در حاضر کتاب‌های آموزشی و دانشگاهی زیادی در تلویزیون تبلیغ می‌شود که اتفاقا بسیار هم سود آور هستند اما تبلیغ کتاب‌هایی فرهنگی و تاثیرگذار با مضامین اجتماعی، مذهبی، فلسفی و… که نه ناشر و نه مولف توان مالی مورد نیاز را ندارند، همچنان در صدا و سیما مغفول مانده است.

با توجه به اینکه برنامه‌هایی هرچند اندک در صدا و سیما و تنها در شبکهٔ چهار سیمابا مضمون تخصصی کتاب پخش شده است اما در کنار اندک بودن، این برنامه‌ها از شبکه‌ای برای مخاطبان خاص پخش شده و به دلیل نگاه تخصصیشان به مضمون کتاب تنها مورد توجه مخاطبان خاص قرار گرفته است و مخاطبین عام همچنان از لطف آشنایی با کتاب از طریق تلویزیون محروم مانده‌اند.

«کتابفروشی‌ هد هد» نام یک سریال تلویزیونی است که با مضمون کتاب در سال ۸۵ برای شبکه سوم سیما در ۱۳ قسمت تولید شد.

این سریال که می‌توان گفت آخرین سریال تلویزیونی با هدف ترویج فرهنگ کتاب و مطالعه در جامعه بود توسط کارگردان خوش‌ذوقی مانند مرضیه برومند تهیه و کارگردانی شد.

مرضیه برومند در این سریال با دستمایه قرار دادن یک کتابفروشی سیار، رویدادهای جذابی را با حضور بازیگرانی مانند امیر‌حسین صدیق، سحر دولتشاهی و فرهاد آییش رقم زد. این سریال با روایت زندگی کیوان کتابچی (امیرحسین صدیق) داستان جوانی بود که با فروش مغازه کتابفروشی پدرش، یک کتابفروشی سیار راه می‌اندازد.

متاسفانه از آن تاریخ تا کنون هنوز سریال تلویزیونی جذاب دیگری با محوریت کتاب و با نگاهی مبتکرانه و خلاق در صدا و سیما تولید و پخش نشده است.

و نیز هنوز انیمیشن و کارتون خاصی با رویکرد ترویج کتاب خوانی در کودکان و نوجوانان که به مقولهٔ کتاب بپردازد را در تلویزیون مشاهده نکرده‌ایم

این در حالی است که فرهنگ سازی مطالعه به روش‌های غیر مستقیم در کودکان که خود سازندهٔ فرهنگ آیندهٔ کشور هستند، از بیشترین اهمیت برخوردار است.

با توجه به نیاز مبرم جامعه به فرهنگ سازی کتاب و کتاب خوانی، صدا و سیما با گستردگی انواع و وسعت دایره مخاطبان خود، محفل مناسبی برای ترویج فرهنگ مطالعه به شیوه‌های گوناگون است که متاسفانه هنوز نتوانسته است دین خود را به فرهنگ مغفول ماندهٔ کتاب با استفاده از ظرفیت بالای خود و شیوه‌های خلاقانه ادا کند و تنها به معرفی‌گاه به‌گاه کتاب بسنده کرده است

منبع: خبرگزاری برنا

 

معرفی تلویزیون 320 دلاری 40 اینچی Full HD Mi TV 2 شیائومی

معرفی تلویزیون ۳۲۰ دلاری ۴۰ اینچی Full HD Mi TV 2 شیائومی

شیائومی تلویزیون جدید ۴۰ اینچی خود تحت عنوان Mi TV 2 را معرفی کرده است. این دستگاه نیز مقرون بصرفه تر از تلویزیون ۴۹ اینچی Mi TV 2 با پشتیبانی ۴k می باشد، دستگاه جدید نسخه full HD بوده و مقرون بصرفه تر است. شیائومی گفته است که این تلویزیون جدید از ۳۱ مارس از طریق وبسایت شرکت دردسترس می باشد.

مدل جدید Mi TV 2 دارای پانل نمایشگر ۴۰ اینچی SHARP SDP X-GEN با رزولوشن full HD پیکسل است و شامل نورپس زمینه ال‌ای‌دی LED backlight با نسبت کنتراست ۵۰۰۰:۱ می باشد.

در این تلویزیون از تراشه موبایل چهار هسته ای ۱٫۵ گیگاهرتزی MStar 6A908 همراه با کارت گرافیک Mali-450MP4 استفاده شده است.

لبه های تلویزیون بسیار باریک بوده و دارای ضخامت ۱۴٫۴mm است، بعلاوه از سخت افزاری ۱۰ بیتی پشتیبانی می کند. فرمت فایل های متعددی همچون H.264 ،H.265 ،MPEG4 ،FLV ،MOV ،AVI ،MKV ،TS ،MP4 و … را پشتیبانی می نماید.

شامل ۱٫۵ گیگابایت رم DDR3 و ۸ گیگابایت حافظه انبورد است. بصورت پیشفرض سیستم عامل مبتنی بر اندروید MIUI TV بر روی دستگاه اجرا می شود.

منبع : gsmarena و topinearth.com

دانلود جزوه درس تلویزیون، زبان و ساختار

دریافت جزوه درس تلویزیون، زبان و ساختار

در تلویزیون تکنولوژی برنامه سازی متفاوت است… دانلود جزوه درس تلویزیون، زبان و ساختار (دکتر گلبهار)

 

جزوه مبانی فنّی تلویزیون، ویدئو و سینما

پیش نویس جزوه مبانی فنّی تلویزیون، ویدئو و سینما

اگر گواهینامه رانندگی گرفته باشید، حتماً به یاد دارید که بخش مهمی از آموزش و آزمون رانندگی، به شناخت ماشین اختصاص دارد. یک راننده باید اجزای اصلی ماشینی که سوار می شود را بشناسد، عیوب احتمالی آن را بداند و اگر نمی تواند آن را تعمیر کند، دست کم بداند آن را پیش کدام تعمیرکار ببرد! ادامه مطلب “پیش نویس جزوه مبانی فنّی تلویزیون، ویدئو و سینما”

مصاحبه با سعید ابراهیمی

خودتون، خودتون رو به اون جایی که می خواهید برسونید و منتظر یک اتفاق نباشید!

چند روز پیش سراغ آقای سعید ابراهیمی یکی از دانشجویان فعال و مستعد دانشکده هنر دانشگاه دامغان رفتیم تا یک گپ صمیمی با هم دیگر داشته باشیم. شما رو دعوت می کنم که حتماً این مصاحبه رو بخونید و از دستش ندید:

سلام آقا سعید وقتتون بخیر و نیکی؛ ابتدا خودتون رو معرفی کنید، بفرمایید که چی شد که سمت هنر اومدید و اینکه آیا هنرستانی بودین یا یه رشته نظری می خوندید؟

سلام، من سعید ابراهیمی متولد سال ۷۰ در شهر تهران و ساکن کرج هستم.

از سال ۷۹ شروع به انجام کارهای هنری کردم. از همین سال شروع به طراحی رنگ روغن کردم.

اوایل در همون سن و سال یکی دو تا کلاس رفتم که چیزی بهم یاد ندادند و باعث شد که خودم به شخصه دنبال یادگیری باشم.

چندین سال بطور مداوم کپی کاری می کردم، یک مدت از کارهای باب راس کپی می کردم و به سبک ایشون کار می کردم.
و تابلوهای نیم ساعته می کشیدم. و بعد این کارها را رها کردم.

زیر دست یکی از استادای کپی کار تهران بودم. و اصول کپی کاری رو بصورت حرفه ای یاد گرفتم! و تابلوهای معروفی چون دختر کتاب خوان اثر فراگونار و تابلوهای امپرسیونیستی و یا تابلوهای دیگر مثل تابلو حضرت زکریا رو با رنگ روغن کشیدم.

سه ماه که پیش استاد بودم، من رو مجبور می کرد که به شاگرداش اصول کار رو یاد بدم با این وجود که بیشتر اون ها از من بزرگتر بودند و براشون تدریس می کردم. این ماجرا بر می گرده به سال ۸۶ که به مدت سه ماه این کار رو می کردم.

رشته دیپلم من ریاضی بود؛ شرایط به شکلی بود که ترجیح دادم به هنرستان نروم .درسم هم خوب بود. کنکور هنر دادم و بعد از اینکه وارد دانشکده هنر دامغان شدم، سطح طراحیم با اینکه این همه مرحله رو در زمینه طراحی دیده بودم و در طراحی زنده و طراحی کاراکتر هم سطح بقیه بچه ها بودم؛ نمی شد گفت بالاتر هر چند که دوستان می گفتند طراحیم خوبه ولی بنظر خودم این گونه نبود.

استادان محترم دانشگاه کمک چندانی به شخص بنده در کارهایم بهم نکردند؛ اومدنم به دانشگاه تنها کمکی که بهم کرد این بود که وقتم صرف درس ریاضی خوندن نمی شد. و به خاطر همین وقت بیشتری برای طراحی داشتم.

سال ۸۳ یا ۸۴ بود که چون علاقمند به کارهای سه بعدی شده بودم؛ برای این کار در یک دوره دو ماهه با ارائه یک پروژه، دیپلم ۳dmax گرفتم. و بعد از اون زمان خودم شروع به کار کردن با نرم افزارهای سه بعدی کردم.

نرم افزارهای مختلفی رو کم و بیش کار کردم و انیمیشن تست ساختم؛ کتاب های مختلفی رو خوندم.
من ۳dmax رو با راهنمای خودش یاد گرفتم! حتی تو اون کلاس هایی که رفتم چیز خاصی به من یاد ندادند.

و به خاطر اینکه ۳dmax رو از help برنامه یاد گرفتم باعث شد که انگلیسیم هم خوب بشه! شما فرض کنید که می خواهید یک راهنمای ۳۰۰ – ۴۰۰ صفحه ای رو که انگلیسی کامل هست رو با جستجوی معنای لغات و ترجمه اون ها شروع به یادگیری کنید. و این گونه شد که ۳dmax رو یاد گرفتم.

من از تجربه خیلی ها استفاده کردم، با خیلی از طراحان ایرانی چت کردم و با افرادی نظیر یوسف زمانی، اخیراً شهاب کشورگیری، سهیل دانش اشراقی و خیلی ها که الان حضور ذهن ندارم، ارتباط دارم. و این گفتگو ها خیلی کمکم کرد.

تو شبکه اجتماعی بودن و کامنت گذاشتن های دیگران من رو خیلی کمک کرد و قبل از اون هم وبلاگم بود که کارهام رو در اون درج می کردم؛ با اینکه شاید دو سه نفر بیشتر نمی اومدند و بازدید می کردند ولی همین نظراتی که برام می دادند برام مهم بود و تو پیشرفت کارهام تأثیر داشت.

یک جوری خودم رو مؤظف می دونستم که امروز مجبورم به خاطر کسانی که به وبلاگم سر می زنند، یک طراحی انجام بدم. حتی برای اون دو سه نفر ثابت وبلاگم.

 

از طراحی کارکترهای سعید ابراهیمی

من اصولاً توی تابستون بیشترین پیشرفت ها رو داشتم. بقیه زمان ها که تو دانشگاهم سرعت کار پیشرفتم کم میشه. بخاطر اینکه تو تابستون وقت بیشتری دارم. ولی بخاطر خوندن درسا یا حتی خود فضای خوابگاه باعث می شه که تنهایی کار کردن رو نداشته باشی.

من بیشتر اوقاتی رو هم که تو خونه هستم بیشتر برای کار طراحی و تمرکز، شب ها مشغول به طراحی کشیدن می شوم.

برای طراحی دیجیتال هم موقعی که سال ۹۰ وارد دانشگاه شدم و تازه کار رو شروع کرده بودم. میشه گفت تقریباً ده درصد چیزی رو که بلد هستم از اساتید طراحی دانشگاه یاد گرفتم. ولی ۹۰ درصد بقیه شو خودم رفتم دنبالش تا یاد بگیرم. ترم های اول بارها شد که برای بچه ها خواستم کلاس طراحی بذارم، اوایل با خواهش از بچه ها دعوت می کردم. تا بیان با هم طراحی کنیم و پیشرفت کنیم. و هیچ کس قبول نمی کرد، و من تنهایی می رفتم و طراحی می کردم تا اینکه گذشت و گذشت و دیدم که بچه ها هیچ علاقه ای ندارند.

همواره در تلاش بودم که بچه ها رو به رشته علاقه مند کنم ولی انگار خیلی در این زمینه موفق نبودم. گرچه تلاش هایم باعث شد که بچه های گرایش انیمیشن تعدادشون بیشتر شود.

کارهایی رو که الان انجام می دهم؛ همشون ذهنی هستند، بخاطر اینکه به نظرم کپی کاری ارزش چندانی ندارد و هر کسی می تواند با یک دید معمولی این کار رو انجام دهد. و این دید طراحی رو میشه راحت بدست آورد.

ولی خُب این برای من بی ارزش هست. و به خاطر همین به طراحی کاراکتر و کانسپت فضا رو آوردم. و همزمان طراحی کاراکتر و مدلینگ رو هم انجام می دادم.
در هر صورت generalist شدم و در هر چیزی سرک کشیدم؛ چه استوری بورد، چه طراحی کانسپت، فیلمنامه، چه کارگردانی و … و در این میان استادها بهم روحیه می دادند.

در طول این چند ترم همه استاد ها ازم راضی بودند. با اینکه نه من دنبال نمره بودم و نه نمره گرفتم! و من به چیزی رسیدم که رفتم دنبالش و اون هم کار بود.

 

از اولین کارهای سعید ابراهیمی در زمینه طراحی دیجیتال

از اولین کارهای سعید ابراهیمی در زمینه طراحی دیجیتال

به نظرت چه کسی باعث شد که اولین بار به سمت هنر گرایش پیدا کنی؟

طراح: سعید ابراهیمیمن وقتی که ۵ سالم بود الفبا رو یاد گرفتم؛ و وقتی که شش سالم بود، خواهرم به من چشم کشیدن رو یاد داد.

و از اونجا یک ذره علاقمند به هنر شدم و به کشیدن از طرح های مختلف بخصوص از تصاویر روزنامه ها شروع کردم.

خانوادم وفتی می دیدن که چقدر جالب هست که یک بچه ۸ – ۷ ساله می تواند یک عکس روزنامه رو خیلی شبیه بکشد. با این وجود که نقاشی هام اون موقع کج و کوله بودند ولی نسبت به یک بچه در این سن و سال خوب بود.

و لذا این باعث شد که خانواده، من رو به کلاس طراحی بفرستند. وقتی که کلاس طراحی رفتم دیدم که جلوی من کوزه گذاشتند و گفتم که من علاقه ای به این ندارم و می خواهم چهره کار کنم که نشد و من هم دیگر به کلاس نرفتم.

ولی علاقمندیم به زمینه ۳d و انیمیشن به موقعی بر می گردد که ما در بسیج تهران بودیم و در آن زمان برای اولین بار شخصی نرم افزار ۳dmax برام باز کرد. و با این وجود که ایشون از خود نرم افزار سر در نمی آوردند ولی در مورد کاربرد هاش اینکه باهاش انیمیشن می سازند و تبلیغات تلویزیونی درست می کنند؛ توضیح داد.

و این باعث شد که این نرم افزار برایم جذاب باشد و سراغ یاددگیری ۳dmax بروم. و لذا رفتم و از فرهنگسرای اشراق مدرک ۳dmax رو گرفتم.

مسلماً در این مسیر فراز و نشیب هایی بوده؛ شیرین ترین و بدترین خاطره ای که تا به الان داشتی رو برامون تعریف کن.

یک روزی بود که ما خواستیم کارهامون رو با دوستم امیر بفروشیم. به این خاطر که به مشکل مالی رسیده بودیم.البته شرایط حاد نبود ولی برای خوشگذرانی نیاز به پول بیشتری داشتیم.

لذا تصمیم گرفتیم که بریم و یک سری از کارهای طراحی رو که انجام داده بودم را در خوابگاه بفروشیم. و این کار برام خیلی شرم آور بود، و تا حالا نشده بود که خودم به شخصه دنبال فروش کار هایم باشم.

بلاخره تک تک اتاق ها رفتیم، خیلی روز تلخی واسه من بود. ولی در عین حال پایان اون روز برام خیلی خوب بود. کارهایی رو که انجام میدادم برام خیلی ارزشمند تر از اون مبلغ بود.

وقتی به تک تک اتاق ها می رفتیم می دیدیم بچه های هنر خیلی خوب استقبال می کنند. ولی خیلی از دانشجویان رشته های دیگر بودند که می گفتند “اینها چیه؟ بردار ببر!” یکی می گفت که “اینها رو تو کشیدی؟ من باورم نمیشه!” و بعد ما قسم می خوردیم که اینها رو خودمون کشیدیم. خیلی حرف های عجیب و غریبی زدند که من هم از بعضی هاشون ناراحت شدم اما میگذاشتم رو حساب مطلع نبودنشون در مورد نحوه طراحی این تصاویر.

آخر اون روز با اینکه مثلا از هر ده تا طرح یکیش رو فروختیم ولی پولی که داشتیم برامون خیلی ارزشمند بود.

خود روز تلخ بود؛ مثلا شما فرض کن کاری رو تو چند ساعت کشیدی ولی اصلا کسی کارت رو نمی بینه و یا تو دیدنش رفتاری رو نشون میده که شاید خوشت نیاد.
خلاصه اون روز هم روز تلخ بود و هم شیرین که همیشه یادم می مونه.

 

پادشاه - از طراحی های دیجیتال سعید ابراهیمی

قبل از اینکه رشته تلویزیون و هنرهای دیجیتال رو انتخاب کنی در موردش آشنایی داشتی؟

اصلاً نمی دونستم که رشته اش چی هست. مثلا مادر بزرگم بهم می گفت که می خوای تلویزیون درست کنی!

چیزی که راجب تلویزیون و هنرهای دیجیتال فکر می کردم این بود که کارهایی شبیه به اتاق فرمان تو تلویزیون هست.

وقتی که روز اول وارد دانشگاه شدم و استاد مؤمنی گفتند که این رشته دو گرایش انیمیشن و گرافیک داره، خیلی خوشحال شدم و اون روز در پوست خودم نمی گنجیدم.

قبلاً فکر می کردم که حالا ارشد به رشته انیمیشن می روم ولی وقتی دیدم که در همین دامغان می تونم انیمیشن بخونم. برام جالب بود.

 

بهترین انیمیشن هایی که تا به حال از دوران کودکی تا به حال دیدی و همچنین انیماتور هایی که دوستشون داری و کارهاشون رو می پسندی رو برامون نام ببر

من بیشتر انیمیشن دو بعدی رو دوست دارم (انیمیشن خالص، انیمیشن paper)

چون که خیلی هنر بیشتری درونش وجود داره مثل کارهای میلت کال، ریچارد ویلیامز، گلن کین و …

اندر استاتون و جان لستر هم افرادی بودند که با پیشرفت تکنولوژی انیمیشن سه بعدی رو وارد بازار کردند و کار های فوقلعاده ای کردند.

انیمیشن های رو که خیلی دوست دارم؛ UP، Paper Man، دو گانه ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ها، پونیو و کارهای میکازاکی که فوق العاده هست و مخصوصا شهر اشباح رو خیلی دوست دارم.

 

طراحی کاراکتر از سعید ابراهیمی

و اما سوال آخر برای ورودی های جدیدمون یا دوستداران انیمیشن که شاید الان دانش آموزند و یا کسانی که خودشون برای خودشون کار می کنند؛ چه توصیه ای داری؟

من در اون حدی نیستم که توصیه داشته باشم ولی تنها چیزی که میدونم این هست که «دست خودتون هست» مهم نیس که تو دامغان هستین یا تو کانادا؛ همه جای دنیا دانشجوهای مختلف داره و به قولی آدم تو محدودیت ها ستاره میشه.

دست دکتر مؤمنی نیست، دست دکتر گلبهار نیست دست فلانی و فلانی و …چرا به اینها غر می زنیم! دست خودتون بوده که اینجایید و هیچ کدوم اجبار نبوده.
کسی که کار کنه به جایی که بخواهد می رسد چه از ایران چه از آلمان، فرانسه و چه هر جای دنیا

خودتون، خودتون رو به اون جایی که می خواهید برسونید و منتظر یک اتفاق نباشید! خودتون به اندازه تلاشتون هر چی بخواهید می رسید.

برای کسی که به انیمیشن علاقمند هست، تو هر حالتی دست از طراحی برندارد. مخصوصا طراحی روی کاغذ.

بسیار ممنون از اینکه وقت گرانبهاتون رو در اختیارمون قرار دادید.

/ج.ق