تکنیک های انیمیشن سازی

تکنیک های انیمیشن سازی

تکنیک های مختلف انیمیشن براساس شیوه ی استفاده از ابزار ها تقسیم بندی می شوند:

الف) انیمیشن بدون دوربین

این دسته از انیمیشن ها تنها به صورت آنالوگ تولید شده و تغییرات لازم بر روی سطح شفاف فیلم اعمال می شود.

۱)خراش روی فیلم خام:در این روش با تراشیدن لایه های روی فیلم خام تصویر مورد نظر را فریم به فریم ایجاد می کنند.

۲)نقاشی مستقیم بر روی فیلم شفاف: در این روش تصاویر مورد نظر را فریم به فریم بر روی هر فیلم شفاف نقاشی می کنند.

ب) انیمیشن زیر دوربین

اینگونه از انیمیشن ها با روش اصطلاحن ” اصلاح سطح” ساخته می شوند.بدین صورت که تصاویر ،کاراکترها و دیگر عناصر مورد نظر مقابل دوربین قرار می گیرند و با اعمال تغییرات در هر فریم از فیلمبرداری متحرک سازی صورت می گیرد.

۱)کات اوت انیمیشن : این نوع انیمیشن سبکی در انیمیشن دوبعدی است و خاصیت این سبک در سادگی آن است.در این روش پرسوناژها با بریده ی مقوا یا کلاژ با استفاده از دیگر متریال از جمله پارچه ،کاموا،روزنامه،تصاویر سیاسی و … ساخته شده و مفصل گذاری می شود و فریم به فریم حرکت داده و فیلمبرداری می شود.

لی لی حوضک وجیه الله فرد مقدم

اولین اپیزود سات پارک محصول آمریکا

شیوه ی انیمیشن کات اوت به سه صورت تقسیم بندی می شود:

مفصلی : در این شیوه تمامی اعضای متحرک بدن کاراکتر یا آبجکت،بنابرلی اوت کار به صورت مفصلی به یکدیگر و بدن متصل شده و متحرک سازی می شود.

غیر مفصلی : اعضای متحرک بدن به صورت تکی،دو تایی یا چندتایی در زوایای مختلف حرکتی طراحی و دوربری می شوند و در زیر دوربین بدون استفاده از مفصل در کنار هم قرار می گیرند و بدن را تشکیل می دهند. سپس در هر فریم فیلمبرداری با جایگزینی هر یک از اعضای بدن با حالت جدید حرکتی متحرک سازی صورت می گیرد.

سایه ای (سیلوئت) : در این روش از پشت صفحه به کاراکترها و آبجکت ها نور تابانده می شود و سوژه ها ضدنور یا سیلوئت خواهند بود.

برجسته : در اینگونه از کات اوت معمولن کاراکترها و آبجکت ها به دلیل داشتن حجم و برجسته بودن مفصل بندی نشده و هر عضو به صورت جدا از هم انیمه می شود که این کار به دلیل حجم و سنگینی اجزای برجسته ی کاراکتر بهتر صورت می پذیرد .تنها نکته ی این روش لزوم نورپردازی خوب از جهات مختلف برای حذف سایه های حاصل از برجستگی کناره های کاراکتر می باشد.

 

۲) عروسکی تک فریم :

در این روش کاراکترها را با عروسک یا خمیر می سازند و بعد از قرار دادن و ثابت کردن آنها در صحنه و دکور مورد نظر فریم به فریم حرکت داده و فیلمبرداری می کنند.

در این سبک، انیمیشن با دنیای سینما به شکل جدی تری در تماس قرار می گیرد.عکسبرداری ، نورپردازی و باقی عناصر کار از همان اصول سینما تبعیت می کنند.

مفصلی :در این روش اسکلت کاراکتر انسان،حیوان و یا هر پرسوناژ مورد نظر دیگر با الگوگیری از نمونه ی واقعی آناتومی آن ساخته شده و مفصل بندی می شود. سپس روی اسکلت به وسیله ی ابر یا مواد شبیه آن پوشانده شده و در پایان لباس را بر روی آن می پوشانند.

غیرمفصلی: شیوه ی غیر مفصلی به دو روش اسکلت مفتولی و خمیری با قابلیت خم شدن ساخته و اجرا می گردد.

 

۳) نقاشی روی شیشه :

در این نوع انیمیشن با رنگ روغن یا مواد رنگی دیگر روی شیشه نقاشی کشیده شده و آن را تغییر می دهند. با پدید آمدن هر تصویر یا فریم جدید تصویر قبلی از بین می رود و اصلاح سطح صورت می گیرد.

در این روش نورپردازی از پایین به رنگ ها کیفیتی درخشنده و زیبا می دهد . در این سبک ظرافت در درجه ی اول اهمیت قرار دارد.

فیلم ” خیابان” کارولین لیف

 

۴)انیمیشن با ماسه :

در این نوع انیمیشن شن،ماسه،نمک یا دیگر مواد ریز را روی صفحه ی شیشه ای ریخته،به آنها شکل می دهند و عکس می گیرند.

در این سبک هم مثل انیمیشن روی شیشه در هر فریم جدید اصلاح سطح انجام می شود و با تشکیل تصویر جدید تصویر قبلی از بین می رود.خاصیت این سبک در قیاس با باقی سبک ها این است که عنصر اتفاق در آن نقش بیشتری دارد و می شود از این سبک برای خلق آثار انتزاعی تر کمک گرفت.

در این روش با افزایش سطوح مختلف ماسه می توان به درجات متنوع خاکستری دست یافت.در این تکنیک دوربین به صورت عمودی در بالای میز انیمیشن قرار گرفته و متحرک سازی انجام می شود.

 

 

د. اِرل کینگ ساخته ی بن زلکویچ (The ErlKing)

ج. شنبه ساخته ی گیزله و ارنست آنزورگه (Sabbath)

ب. رقص ماسه ساخته ی ریچارد کواد (Sand Dance)

الف. مسخ آقای سامسا ساخته ی کارولین لیف (The Metamorphosis Of Mr. Samsa)

جغدی که با غاز ازدواج کرد ساخته ی کارولین لیف

۵)تخنه سنجاق:یکی از تکنیک های کاملن تجربی و مشکل است که در آن با کاشت تعداد زیادی سوزن با تراکم های ناحیه ای ختلف بر روی تابلوی سفید و نورپردازی از زاویه ای مشخص و ایجاد سایه روشن با تغییر در ارتفاع سوزن ها تصاویر را به وجود می آورند و متحرک سازی صوت می گیرد.

شبی بر فراز کوه سنگی ساخته ی الکساندر الکسین و کلر پارکر

در سال ۱۹۷۶nfb ساخته ی استدیوی Mindscape

 

۶) پیکسیلیشن: پیکسلیشن واژه ای ست که در دهه ی ۱۹۵۰ به وسیله ی نورمن مک لارن یکی از پیشگامان انیمیشن برای نامیدن تکنیکی که در آن از سوژه های انسانی با تکنیک استاپ موشن فریم به فریم عکسبرداری می کرد ابداع شد.او این پروسه را اینگونه توصیف می کرد : ” پیکسیلیشن اعمال اصول معمول عکسبرداری انیمیشن و فیلم کارتونی در فیلمبرداری از هنرپیشه های واقعی ست. یعنی به جای قرار دادن نقاشی، کارتون و عروسک مقابل دوربین انیمیشن، انسان واقعی قرار دادیم “.

هنرپیشه به نوعی به عروسک زنده استاپ موشن تبدیل می شود. سوژه های زنده فیلمبرداری شده با این روش در حرکاتشان یک ویژگی سورئال باشکوه دارند گویی عروسکهایی افسون شده هستند که به وسیله نیرویی نامریی حرکت داده می شوند. قوانین و نیروهای طبیعی فیزیکی حاکم بر حرکات واقعی مانند اینرسی، وزن و جاذبه با این روش حذف می شوند.

به گفته ی نورمن مک لارن:کاربرد چنین تکنیکی جدید نیست و در واقع به فیلمهای فرانسوی اولیه در دوره ملی یس بازمی گردد که دوربین را در وسط فیلمبرداری متوقف می کردند تا حقه هایی ایجاد کنند و از آن زمان چنین اصولی گاه به گاه توسط فیلمسازان تجربی مورد استفاده قرار گرفت.

در این روش اگر حرکات طبیعی با تاثیرات خاصی از جاذبه، اینرسی و نیروی گریز از مرکز ترکیب شود این حرکات دیگر طبیعی به نظر نخواهند رسید.

۷) انیمیشن اشیا : در انیمیشن اشیا می توان سوژه ها و آبجکت های بی جان را اغلب با اندازه های واقعی و به صورت تک فریم متحرک سازی کرد.

انیمیشن اشیا قدیمی ترین تکنیک استاپ موشن به شمار می رود.

۸)انیمیشن استاپ موشن:

استاپ موشن یا همان انیمیشن ایست – حرکتی یکی از تکنیکهای ساخت انیمیشن است که در آن با استفاده از فیلمبرداری فریم به فریم اشیاء فیزیکی را به حرکت در می آورند. بدین ترتیب که شیء مورد نظر را کمی جابجا کرده و عکسبرداری می کنند و سپس کمی دیگر آن را جابجا کرده و دوباره عکسبرداری می کنند و این کار را ادامه می دهند و در نهایت وقتی این عکسها پشت سر هم به نمایش در می آیند.

از آنجا که از استاپ موشن برای متحرکت نشان دادن اشیاء واقعی همچون اسباب بازیها، عروسکها، ماکتها و غیره استفاده می شود و در آن از نقاشی و طراحی خبری نیست به آن انیمیشن اشیا نیز گفته می شود.

 

۱۹۱۰: The Beautiful Lukanida و The Battle of the Stag Beetles

۱۹۱۱: The Ant and the Grasshopper

۱۹۱۳: Voyage to the Moon

۱۹۱۶: On the Warsaw Highway

۱۹۲۲: Frogland

۱۹۲۶: The Magic Clock

۱۹۳۴: The Mascot

۱۹۳۵: In the Land of the Vampires

۱۹۳۷: Tale of the Fox

 

ج) انیمیشن قبل از دوربین

در این دسته از تکنیک ها،تمام مراحل متحرک سازی ،تست زدن آن و اطمینان از درست بودن حرکات،قبل از مرحله ی فیلمبرداری انجام می گیرد.هرچند که امروزه به کمک کامپیوتر این تکنیک ها تغییراتی کرده و ابزارهای سنتی همچون سل،قلم و رنگ جای خود را به ابزار های مشابه تعبیه شده در نرم افزارها داده اند ،اما متد و مراحل انجام کار را همچنان می توان به همین سبک نسبت داد.این تکنیک را می توان به این صورت طبقه بندی کرد:

۱)انیمیشن روی کاغذ : در این نوع انیمیشن ،تصاویر روی کاغذ کشیده می شود،این عنوان برای سبک های دیگر هم به کار می رود ولی در اینجا منظور طراحی روی کاغذ است .بسیاری از کارتون هایی که ما در کودکی تماشا می کردیم به این سبک شناخته شده اند و در حال حاضر هم با تمام پیشرفت های سینمایی و کامپیوتری کماکان بسیاری از انیمیشن های جهان به همین سبک ساخته می شوند.

در این روش به دلیل عدم استفاده از طلق،زمینه ها ساده تر انتخاب شده و تمامی اجزای صحنه برای هر نقاشی مجددن کشیده می شود.از ویژگی های مهم این روش مطرح بودن تصاویر و دیگر سادگی پس زمینه است.ابزاری که در این روش به کار می رود می تواند مداد های مختلف ،راپید،قلم فرانسه،پاستل،آبرنگ،رنگ روغن و یا هر وسیله ی تازه ی دیگری باشد.

“تداعی” ساخته ی نورالدین زرین کلک

“لاواتاری” برنده ی جایزه اسکار ۲۰۰۷

 

۲) انیمیشن روی طلق :

در این نوع انیمیشن تصاویر روی طلق های شفاف کشیده و رنگ آمیزی می شوند.سل انیمیشن،انیمیشن سنتی،انیمیشن کلاسیک یا انیمیشن دستی نیز نامیده می شود و در کنار انیمیشن روی کاغذ از قدیمی ترین و رایج ترین سبک های انیمیشن است.

نام این تکنیک از نام ورق های سلولوئیدی شفاف که سل نام دارند و کاملن نور را از خود عبور می دهند،گرفته شده است.در این روش با قراردادن چند طلق بر روی هم و لایه بندی آنها ،بطوریکه روی هرکدام به دلخواه طراحی یک کاراکتر یا پس زمینه و یا اشیا و آبجکت های مورد نظر به طور جداگانه انجام گردید،متحرک سازی صورت می گیرد.

از آنجا که هر لایه از طلق ۵% روشنایی را کاهش می دهد،به طور معمول لایه بندی طلق ها تا ۴ لایه قابل استفاده است،البته ضخامت طلق های مورد استفاده نیز در این امر تاثیر بسزایی دارد.از طرف دیگر فشار قرار گرفتن طلق ها بر روی یکدیگر نیز باید کنترل شود،زیرا اگر این فشار کم باشد باعث تاب برداشتن طلق ها و ایجاد سایه در فیلمبرداری شده و اگر این فشار زیاد باشد می تواند موجب چسبیدن طلق ها به یکدیگر شود که برای جلوگیری از آن از نوعی پودر بی رنگ در بین لایه های طلق استفاده می گردد.

۳) انیمیشن با عکس

در این سبک از سوژه در حالت های مختلف عکس برداری می شود سپس عکس ها چاپ شده و سوژه به دلخواه دوربری می شود و بر روی صفحات سل یا همان طلق چسبانده می شوند که این صفحات طلق می توانند تا ۴ لایه افزایش یافته و بر روی زمینه ی نقاشی شده قرار گیرند.از آنجا که عکس های گرفته شده تنها در حالت های کلیدی حرکت گرفته شده اند،برای جلوگیری از پرش تصویری بین دو فریم ،آنها را به هم دیزالو می کنند.این تکنیک از قابلیت ترکیب بالایی با شیوه ی سل انیمیشن و همچنین دیگر تکنیک های انیمیشن برخوردار است.

۴) دیاگرام انیمیشن

این روش بیشتر کاربرد آموزشی دارد و در آن از شکل های ساده و خطوط و نقش ها استفاده میشود.

۵)تلفیقی و زنده

این شیوه در دو مرحله ی اصلی اجرا می شود که در مرحله ی نخست کار به صورت رئال و زنده فیلمبرداری شده و در مرحله ی دوم این تصاویر با یکی از تکنیک های انیمیشن تلفیق و ترکیب می شوند.این تکنیک خود به سه گونه تقسیم می شود:

الف)روتوسکپی:

در این نوع انیمیشن از حرکات بازیگر فیلمبرداری می شود و از روی آن طراحی می شود. در این سبک هم از بازیگر زنده استفاده می شود، با این تفاوت که از حرکات طبیعی بازیگر با دوربین فیلمبرداری فیلم گرفته می شود و پس از پایان فیلمبرداری بر روی هر فریم کار می شود و آن را به صورت انیمیشن در می آورد.

این تکنیک نخستین بار توسط مکس فلایشر در مجموعه ی انیمیشنی خارج از دوات که در سال ۱۹۱۴ ساخته شد مورد استفاده قرار گرفت.او در این انیمیشن حرکات زنده ی برادرش،دیو فلایشر، را در لباس یک دلقک به شخصیت کوکوی دلقک انتقال داد.فلایشر بعد تر این شیوه را برای شماری دیگر از کارتون هایش نیز به کار گرفت که مهمترینش رقص کب کالوی در سه قسمت از کارتون های بتی بوپ در اوایل دهه ی ۳۰ و متحرک سازی شخصیت گالیور در سفر های گالیور بود.بعد از او والت دیزنی و انیماتورهایش این روش را بسیار دقیق و کارآمد به خصوص در متحرک سازی سفید برفی و هفت کوتوله به کارگرفتند و پس از آن در بسیاری از انیمیشن ها بلندشان.رالف بکشی در دهه ی ۷۰ از این تکنیک به فراوانی در انیمیشن های جادوگران(۱۹۷۷) و سالار حلقه ها (۱۹۷۸)استفاده کرد.

لینکیتر(کارگردان یک اسکنر تاریک نگر)در سال ۲۰۰۰ با استفاده از تکنیکی مشابه از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق تصاویر سوریال فیلم زندگی بین خواب و بیداری بهره گرفت و اکنون آن را برای یک اسکنر تاریک نگر به کار برده است.او نخستین کارگردانی می باشد که از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق یک فیلم بلند استفاده نموده است.

روتوسکوپی تکنیکی است که انیماتورها در آن حرکت فیلم زنده را فریم به فریم کپی می کنند.در واقع در این شیوه تصاویر فیلم زنده روی یک پرده ی مات بازتابیده شده و به وسیله ی انیماتور ها دوباره ترسیم می شوند.تجهیزات مورد استفاده در این کار روستوسکوپ نام دارد.

اگر روتوسکوپی ضعیف کار شده باشد خطوط اصلی که باید از فریمی به فریم دیگر متفاوت باشند ، با کمی انحراف روی هم قرار می گیرند در این صورت به اصطلاح گفته می شود انیمیشن خشن کار شده است.

خارج از دوات” اولین روتوسکوپی”

آخرین قطار سریع السیر اولین روتوسکوپی دیجیتال-۱۹۹۴

شمشیر های لیزری جنگ ستارگان

سفید برفی و هفت کوتوله،کارتون های سوپرمن دهه ی ۴۰،زیر دریایی زرد،تیتان،ارباب حلقه ها،آناستازیا و…

خیابان روتو موشن

 

ب)ترکیب انیمیشن دو بعدی و زنده :

در این تکنیک پس از فیلمبرداری راش ها در اختیار انیماتور قرار می گیرد و انیماتور آبجکت ها و کاراکتر های مورد نظر را با استفاده از هر تکنیک انیمیشن که در نظر گرفته باشد به فیلم اضافه می کند و دوباره از کادر فیلم به همراه انیمیشن فیلمبرداری می شود.

از معروف ترین کارهایی که به این روش تهیه شده اند می توان به فیلم “چه کسی برای راجر خرگوشه پاپوش دوخت” اشاره کرد.

ج)ترکیب سه بعدی و زنده( داینامیشن) :

در این نوع انیمیشن دنیای خیالی با دنیای واقعی در هم می آمیزند. هنرپیشه ها به کمک تخیل و دکوپاژ دقیقی که کارگردان بر مبنای فیلمنامه در دست دارد با موجودات خیالی که وجود خارجی ندارند حرف می زنند و یا به ایفای نقش می پردازند.

از نمونه های معروف این سبک می توان به سری فیلم های گودزیلا اشاره نمود.

 

۶) پویانمایی محض

به روشی از تولید پویانمایی سنتی با کیفیت بالا گفته می شود که طرح های پرجزئیات و حرکات پذیرفتنی دارد.که شامل سبک واقعی مانند کارهای دیزنی و سبک کارتونی مانند استدیو وارنر می باشد.

د)انیمیشن کامپیوتری

این شیوه ی ساخت انیمیشن تقریبن مجموعه ای ازهمه ی تکنیک های نام برده را در بر می گیرد.با این تفاوت که با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری و امکانات گسترده ی آنها،ضمن صرفه جویی قابل توجه در وقت توانایی استفاده از ابزارها و حتا سبک های مختلف انیمیشن را به سهولت در اختیار انیماتور قرار می دهد.

دو نمونه ی مهم انیمیشن کامپیوتری انیمیشن دوبعدی و انیمیشن سه بعدی هستند.

۱)انیمیشن دوبعدی کامپیوتری: این سبک درواقع نسخه ی امروزی شده ی انواع انیمیشن های دوبعدی دستی است .در این نوع انیمیشن کاراکترها به وسیله ی نرم افزارهای دوبعدی حرکت داده می شوند.

۲)انیمیشن سه بعدی کامپیوتری: در این سبک مدل های عروسکی توسط اسکنرهای پیشرفته به صورت سه بعدی اسکن می شوند و بعد با کمک نرم افزارها حرکاتشان طراحی می شود.دکور و فضای این انیمیشن ها نیز به صورت کامپیوتری ساخته می شود.

بالانس (برنده جایزه اسکار ۱۹۸۹)

جغدی که همسر غاز شد (فیلم برتر فستیوال انیمیشن کانادا)

Fallen art

 

 

گردآوری: زینت رحیمی

طرح قربانی کردن نفس

طرح قربانی کردن نفس

انجمن علمی تلویزیون و هنرهای دیجیتال در آستانه عید سعید قربان تصمیم به اجرای طرحی در قالب پاک سازی محتواهای غیر اخلاقی و غیر اسلامی با عنوان «قربانی کردن نفس» نموده است.

بیانیه طرح قربانی کردن نفس:

خدایا مرا پاکیزه گردان!

در عصر امروز که هر روزه بر شمار وسایل دیجیتال افزوده می شود، متأسفانه فریب ها و شیطنت های شیطان روزگار ما رنگ تجدد بر خود گرفته و با هر وسیله ای بر قلب های ما رسوخ کرده است.

شاید در این دنیای پیچیده امروز حفظ کردن خود از هوس های نفس سخت و سختر گشته است، اما همچنان می توان با اراده بر همه ی این موارد فائق آمد و راه تعالی و رشد را پیمود.

همانطور که پیامبر اعظم (ص) فرمودند: در روزگاران بعد مردمانی با خواندن یک دست خط از ما ایمان می آورند و ایمان اینان بیشتر است.

لذا با آگاهی می توان همه موانع را پشت سر گذاشت و دل را از زنگار پلیدی های شیاطین انس و جن و شیاطنی که در کنار ما در دستانمان قرار دارند؛ جلا داد.

بله همین موبایل یا تبلتی که در دست شماست یا رایانه ای که از آن استفاده می کنید، ممکن است جولانگاه محتوا های چند رسانه ای غیر اخلاقی و غیر اسلامی باشد.

لذا باید همواره تلاش کرد که بر هوای نفس فائق آمد و با تأمل در فلسفه عید قربان می توان به این نکته رسید که ما باید نفس مان را قربانی کنیم تا بدانیم که این دنیا چند روزی بیش نیست و همچون حضرت ابراهیم بر دعوت های شیطانی ابلیس سنگ زد و از خود دور نمود.

بنابراین بیاییم در آستانه عید سعید قربان این وسوسه های شیطانی که در قالب فیلم، عکس، آهنگ، بازی و نرم افزار در گوشیمان و یا دیگر وسایل دیجیتالمان هست را پاک کنیم و خود را خدایی کنیم.

ان شاء الله.

طرح قربانی کردن نفس

موشن گرافیک

موشن گرافیک

طراحی موشِن (حرکت) زیرمجموعه‌ای از طراحی گرافیک محسوب می‌شود. طبیعتاً “موشن گرافیک” یا همان “گرافیک متحرک” را نیز می‌توان زیرمجموعه‌ای از گرافیک دانست با این تفاوت که در آن، مقوله حرکت دادن یا به اصطلاح جان بخشیدن به عناصر گرافیکی وجود دارد.

اما این نکته را فراموش نکنید که موشن گرافیک و انیمیشن که هر دو در بیشتر مواقع با یک نام “تصویر متحرک” شناخته شده‌اند، با وجود مرزهای مشترک بسیار یک نقطه متمایز بسیار مشهودی دارند و آن وجود روایت در انیمیشن است. در حقیقت انیمیشن از هنر درام متولد شده است در صورتی که موشن گرافیک بیشتر یک هنر آبستره یا انتزاعی همچون موسیقی محسوب می‌شود.

در مفهوم “موشن گرافیک” دیگر یک طراح نمی‌تواند با طراحی یک پوستر، تنها در یک لحظه با بیننده خود ارتباط برقرار کند و نیازمند یک بازه زمانی است تا بتواند عواطف خود را در آن بیان کند. طبیعتا با وارد شدن زمان به  مقوله گرافیک، ضرب‌آهنگ نیز به آن اضافه می‌شود. بدین ترتیب صدا و موسیقی جزئی جدانشدنی از موشن گرافیک محسوب می‌شوند که همواره در کنار یکدیگر در حال پیش‌روی هستند. از طرفی یکی از نقاط مشترک‌ گرافیک و موسیقی را نیز نباید فراموش کرد و آن پایه ریاضیات است که در واقع هارمونی به وجود آمده یک طرح گرافیکی یا یک قطعه موسیقی ناشی از فرمول‌های ریاضی و هندسی نهفته شده در آن است که باعث چشم‌گیرتر یا دلنوازتر شدن طرح یا قطعه موسیقی مورد نظر می‌شود. بنابراین با کنار هم قرار دادن این سه مفهوم می‌توانیم به موشن گرافیک برسیم.

موشن گرافیک

به ظاهر این صنعت بسیار نوپا به نظر می‌رسد، در صورتی این هنر به صده هجدهم میلادی باز‌می‌گردد. در آن دوره مفهوم موشن گرافیک بیشتر در قالب موسیقی گنجانده می‌شد. اما نخستین کاربرد حرفه‌ای آن را می‌توان به “سائول باس” نسبت داد که از آن در قالب تیتراژ فیلم‌های دهه ۱۹۶۰ استفاده می‌کرد. موشن گرافیک با گذر زمان علاوه بر تیتراژ فیلم، جایگاه خود را در مفهوم‌های دیگر مانند “تیزر تبلیغاتی”، “لوگو انیمیشن” و “موزیک ویدئو” نیز پیدا کرد. اما با پایان یافتن قرن بیستم و متولد شدن دنیای دیجیتال، صنعت موشن گرافیک نیز همچون دیگر صنایع امروزی تحت تاثیر قرار ‎گرفت و نقش ریاضیات، با ورود محاسبه‌گرهای خانگی یا به اصطلاح همان کامپیوترهای امروزی پررنگ و پررنگ‌تر شد. امروز دیگر فرمول‌ها و الگوریتم‌هایی که در طراحی گرافیکی یا متحرک‌سازی عناصر یک موشن گرافیک به کار گرفته می‌شوند شکل پیچیده‌تری به خود گرفته‌اند و بیننده به سختی می‌تواند اشکال هندسی و فرمول‌های مورد استفاده در ریتم حرکتی آنها را تشخیص دهد و همین امر موجب جذابتر شدن این موضوع می‌شود.

موشن گرافیک هم‌گام با توسعه صنایعی از قبیل صنعت تبلیغات، صنعت سینما، صنعت بازی و همچنین صنعت موسیقی، همواره جایگاه خود را در این صنایع استوارتر کرده است و چشم‌انداز روشنی پیش روی خود دارد. در حقیقت دیگر تنها هنرهای واقع‌گرایانه نیستند که در دنیای امروزی محبوبیت تام دارند، بلکه هنرهای آبستره نیز سطح محبوبیت خود را به دیگر سبک‌ها رسانده‌اند و بدون شک یکی از صنایع فعال در این نوع نگرش انتزاعی، صنعت موشن گرافیک محسوب می‌شود.

نویسنده: مازیار شریفیان
منبع:
نار