مصاحبه با سعید ابراهیمی

خودتون، خودتون رو به اون جایی که می خواهید برسونید و منتظر یک اتفاق نباشید!

چند روز پیش سراغ آقای سعید ابراهیمی یکی از دانشجویان فعال و مستعد دانشکده هنر دانشگاه دامغان رفتیم تا یک گپ صمیمی با هم دیگر داشته باشیم. شما رو دعوت می کنم که حتماً این مصاحبه رو بخونید و از دستش ندید:

سلام آقا سعید وقتتون بخیر و نیکی؛ ابتدا خودتون رو معرفی کنید، بفرمایید که چی شد که سمت هنر اومدید و اینکه آیا هنرستانی بودین یا یه رشته نظری می خوندید؟

سلام، من سعید ابراهیمی متولد سال ۷۰ در شهر تهران و ساکن کرج هستم.

از سال ۷۹ شروع به انجام کارهای هنری کردم. از همین سال شروع به طراحی رنگ روغن کردم.

اوایل در همون سن و سال یکی دو تا کلاس رفتم که چیزی بهم یاد ندادند و باعث شد که خودم به شخصه دنبال یادگیری باشم.

چندین سال بطور مداوم کپی کاری می کردم، یک مدت از کارهای باب راس کپی می کردم و به سبک ایشون کار می کردم.
و تابلوهای نیم ساعته می کشیدم. و بعد این کارها را رها کردم.

زیر دست یکی از استادای کپی کار تهران بودم. و اصول کپی کاری رو بصورت حرفه ای یاد گرفتم! و تابلوهای معروفی چون دختر کتاب خوان اثر فراگونار و تابلوهای امپرسیونیستی و یا تابلوهای دیگر مثل تابلو حضرت زکریا رو با رنگ روغن کشیدم.

سه ماه که پیش استاد بودم، من رو مجبور می کرد که به شاگرداش اصول کار رو یاد بدم با این وجود که بیشتر اون ها از من بزرگتر بودند و براشون تدریس می کردم. این ماجرا بر می گرده به سال ۸۶ که به مدت سه ماه این کار رو می کردم.

رشته دیپلم من ریاضی بود؛ شرایط به شکلی بود که ترجیح دادم به هنرستان نروم .درسم هم خوب بود. کنکور هنر دادم و بعد از اینکه وارد دانشکده هنر دامغان شدم، سطح طراحیم با اینکه این همه مرحله رو در زمینه طراحی دیده بودم و در طراحی زنده و طراحی کاراکتر هم سطح بقیه بچه ها بودم؛ نمی شد گفت بالاتر هر چند که دوستان می گفتند طراحیم خوبه ولی بنظر خودم این گونه نبود.

استادان محترم دانشگاه کمک چندانی به شخص بنده در کارهایم بهم نکردند؛ اومدنم به دانشگاه تنها کمکی که بهم کرد این بود که وقتم صرف درس ریاضی خوندن نمی شد. و به خاطر همین وقت بیشتری برای طراحی داشتم.

سال ۸۳ یا ۸۴ بود که چون علاقمند به کارهای سه بعدی شده بودم؛ برای این کار در یک دوره دو ماهه با ارائه یک پروژه، دیپلم ۳dmax گرفتم. و بعد از اون زمان خودم شروع به کار کردن با نرم افزارهای سه بعدی کردم.

نرم افزارهای مختلفی رو کم و بیش کار کردم و انیمیشن تست ساختم؛ کتاب های مختلفی رو خوندم.
من ۳dmax رو با راهنمای خودش یاد گرفتم! حتی تو اون کلاس هایی که رفتم چیز خاصی به من یاد ندادند.

و به خاطر اینکه ۳dmax رو از help برنامه یاد گرفتم باعث شد که انگلیسیم هم خوب بشه! شما فرض کنید که می خواهید یک راهنمای ۳۰۰ – ۴۰۰ صفحه ای رو که انگلیسی کامل هست رو با جستجوی معنای لغات و ترجمه اون ها شروع به یادگیری کنید. و این گونه شد که ۳dmax رو یاد گرفتم.

من از تجربه خیلی ها استفاده کردم، با خیلی از طراحان ایرانی چت کردم و با افرادی نظیر یوسف زمانی، اخیراً شهاب کشورگیری، سهیل دانش اشراقی و خیلی ها که الان حضور ذهن ندارم، ارتباط دارم. و این گفتگو ها خیلی کمکم کرد.

تو شبکه اجتماعی بودن و کامنت گذاشتن های دیگران من رو خیلی کمک کرد و قبل از اون هم وبلاگم بود که کارهام رو در اون درج می کردم؛ با اینکه شاید دو سه نفر بیشتر نمی اومدند و بازدید می کردند ولی همین نظراتی که برام می دادند برام مهم بود و تو پیشرفت کارهام تأثیر داشت.

یک جوری خودم رو مؤظف می دونستم که امروز مجبورم به خاطر کسانی که به وبلاگم سر می زنند، یک طراحی انجام بدم. حتی برای اون دو سه نفر ثابت وبلاگم.

 

از طراحی کارکترهای سعید ابراهیمی

من اصولاً توی تابستون بیشترین پیشرفت ها رو داشتم. بقیه زمان ها که تو دانشگاهم سرعت کار پیشرفتم کم میشه. بخاطر اینکه تو تابستون وقت بیشتری دارم. ولی بخاطر خوندن درسا یا حتی خود فضای خوابگاه باعث می شه که تنهایی کار کردن رو نداشته باشی.

من بیشتر اوقاتی رو هم که تو خونه هستم بیشتر برای کار طراحی و تمرکز، شب ها مشغول به طراحی کشیدن می شوم.

برای طراحی دیجیتال هم موقعی که سال ۹۰ وارد دانشگاه شدم و تازه کار رو شروع کرده بودم. میشه گفت تقریباً ده درصد چیزی رو که بلد هستم از اساتید طراحی دانشگاه یاد گرفتم. ولی ۹۰ درصد بقیه شو خودم رفتم دنبالش تا یاد بگیرم. ترم های اول بارها شد که برای بچه ها خواستم کلاس طراحی بذارم، اوایل با خواهش از بچه ها دعوت می کردم. تا بیان با هم طراحی کنیم و پیشرفت کنیم. و هیچ کس قبول نمی کرد، و من تنهایی می رفتم و طراحی می کردم تا اینکه گذشت و گذشت و دیدم که بچه ها هیچ علاقه ای ندارند.

همواره در تلاش بودم که بچه ها رو به رشته علاقه مند کنم ولی انگار خیلی در این زمینه موفق نبودم. گرچه تلاش هایم باعث شد که بچه های گرایش انیمیشن تعدادشون بیشتر شود.

کارهایی رو که الان انجام می دهم؛ همشون ذهنی هستند، بخاطر اینکه به نظرم کپی کاری ارزش چندانی ندارد و هر کسی می تواند با یک دید معمولی این کار رو انجام دهد. و این دید طراحی رو میشه راحت بدست آورد.

ولی خُب این برای من بی ارزش هست. و به خاطر همین به طراحی کاراکتر و کانسپت فضا رو آوردم. و همزمان طراحی کاراکتر و مدلینگ رو هم انجام می دادم.
در هر صورت generalist شدم و در هر چیزی سرک کشیدم؛ چه استوری بورد، چه طراحی کانسپت، فیلمنامه، چه کارگردانی و … و در این میان استادها بهم روحیه می دادند.

در طول این چند ترم همه استاد ها ازم راضی بودند. با اینکه نه من دنبال نمره بودم و نه نمره گرفتم! و من به چیزی رسیدم که رفتم دنبالش و اون هم کار بود.

 

از اولین کارهای سعید ابراهیمی در زمینه طراحی دیجیتال

از اولین کارهای سعید ابراهیمی در زمینه طراحی دیجیتال

به نظرت چه کسی باعث شد که اولین بار به سمت هنر گرایش پیدا کنی؟

طراح: سعید ابراهیمیمن وقتی که ۵ سالم بود الفبا رو یاد گرفتم؛ و وقتی که شش سالم بود، خواهرم به من چشم کشیدن رو یاد داد.

و از اونجا یک ذره علاقمند به هنر شدم و به کشیدن از طرح های مختلف بخصوص از تصاویر روزنامه ها شروع کردم.

خانوادم وفتی می دیدن که چقدر جالب هست که یک بچه ۸ – ۷ ساله می تواند یک عکس روزنامه رو خیلی شبیه بکشد. با این وجود که نقاشی هام اون موقع کج و کوله بودند ولی نسبت به یک بچه در این سن و سال خوب بود.

و لذا این باعث شد که خانواده، من رو به کلاس طراحی بفرستند. وقتی که کلاس طراحی رفتم دیدم که جلوی من کوزه گذاشتند و گفتم که من علاقه ای به این ندارم و می خواهم چهره کار کنم که نشد و من هم دیگر به کلاس نرفتم.

ولی علاقمندیم به زمینه ۳d و انیمیشن به موقعی بر می گردد که ما در بسیج تهران بودیم و در آن زمان برای اولین بار شخصی نرم افزار ۳dmax برام باز کرد. و با این وجود که ایشون از خود نرم افزار سر در نمی آوردند ولی در مورد کاربرد هاش اینکه باهاش انیمیشن می سازند و تبلیغات تلویزیونی درست می کنند؛ توضیح داد.

و این باعث شد که این نرم افزار برایم جذاب باشد و سراغ یاددگیری ۳dmax بروم. و لذا رفتم و از فرهنگسرای اشراق مدرک ۳dmax رو گرفتم.

مسلماً در این مسیر فراز و نشیب هایی بوده؛ شیرین ترین و بدترین خاطره ای که تا به الان داشتی رو برامون تعریف کن.

یک روزی بود که ما خواستیم کارهامون رو با دوستم امیر بفروشیم. به این خاطر که به مشکل مالی رسیده بودیم.البته شرایط حاد نبود ولی برای خوشگذرانی نیاز به پول بیشتری داشتیم.

لذا تصمیم گرفتیم که بریم و یک سری از کارهای طراحی رو که انجام داده بودم را در خوابگاه بفروشیم. و این کار برام خیلی شرم آور بود، و تا حالا نشده بود که خودم به شخصه دنبال فروش کار هایم باشم.

بلاخره تک تک اتاق ها رفتیم، خیلی روز تلخی واسه من بود. ولی در عین حال پایان اون روز برام خیلی خوب بود. کارهایی رو که انجام میدادم برام خیلی ارزشمند تر از اون مبلغ بود.

وقتی به تک تک اتاق ها می رفتیم می دیدیم بچه های هنر خیلی خوب استقبال می کنند. ولی خیلی از دانشجویان رشته های دیگر بودند که می گفتند “اینها چیه؟ بردار ببر!” یکی می گفت که “اینها رو تو کشیدی؟ من باورم نمیشه!” و بعد ما قسم می خوردیم که اینها رو خودمون کشیدیم. خیلی حرف های عجیب و غریبی زدند که من هم از بعضی هاشون ناراحت شدم اما میگذاشتم رو حساب مطلع نبودنشون در مورد نحوه طراحی این تصاویر.

آخر اون روز با اینکه مثلا از هر ده تا طرح یکیش رو فروختیم ولی پولی که داشتیم برامون خیلی ارزشمند بود.

خود روز تلخ بود؛ مثلا شما فرض کن کاری رو تو چند ساعت کشیدی ولی اصلا کسی کارت رو نمی بینه و یا تو دیدنش رفتاری رو نشون میده که شاید خوشت نیاد.
خلاصه اون روز هم روز تلخ بود و هم شیرین که همیشه یادم می مونه.

 

پادشاه - از طراحی های دیجیتال سعید ابراهیمی

قبل از اینکه رشته تلویزیون و هنرهای دیجیتال رو انتخاب کنی در موردش آشنایی داشتی؟

اصلاً نمی دونستم که رشته اش چی هست. مثلا مادر بزرگم بهم می گفت که می خوای تلویزیون درست کنی!

چیزی که راجب تلویزیون و هنرهای دیجیتال فکر می کردم این بود که کارهایی شبیه به اتاق فرمان تو تلویزیون هست.

وقتی که روز اول وارد دانشگاه شدم و استاد مؤمنی گفتند که این رشته دو گرایش انیمیشن و گرافیک داره، خیلی خوشحال شدم و اون روز در پوست خودم نمی گنجیدم.

قبلاً فکر می کردم که حالا ارشد به رشته انیمیشن می روم ولی وقتی دیدم که در همین دامغان می تونم انیمیشن بخونم. برام جالب بود.

 

بهترین انیمیشن هایی که تا به حال از دوران کودکی تا به حال دیدی و همچنین انیماتور هایی که دوستشون داری و کارهاشون رو می پسندی رو برامون نام ببر

من بیشتر انیمیشن دو بعدی رو دوست دارم (انیمیشن خالص، انیمیشن paper)

چون که خیلی هنر بیشتری درونش وجود داره مثل کارهای میلت کال، ریچارد ویلیامز، گلن کین و …

اندر استاتون و جان لستر هم افرادی بودند که با پیشرفت تکنولوژی انیمیشن سه بعدی رو وارد بازار کردند و کار های فوقلعاده ای کردند.

انیمیشن های رو که خیلی دوست دارم؛ UP، Paper Man، دو گانه ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ها، پونیو و کارهای میکازاکی که فوق العاده هست و مخصوصا شهر اشباح رو خیلی دوست دارم.

 

طراحی کاراکتر از سعید ابراهیمی

و اما سوال آخر برای ورودی های جدیدمون یا دوستداران انیمیشن که شاید الان دانش آموزند و یا کسانی که خودشون برای خودشون کار می کنند؛ چه توصیه ای داری؟

من در اون حدی نیستم که توصیه داشته باشم ولی تنها چیزی که میدونم این هست که «دست خودتون هست» مهم نیس که تو دامغان هستین یا تو کانادا؛ همه جای دنیا دانشجوهای مختلف داره و به قولی آدم تو محدودیت ها ستاره میشه.

دست دکتر مؤمنی نیست، دست دکتر گلبهار نیست دست فلانی و فلانی و …چرا به اینها غر می زنیم! دست خودتون بوده که اینجایید و هیچ کدوم اجبار نبوده.
کسی که کار کنه به جایی که بخواهد می رسد چه از ایران چه از آلمان، فرانسه و چه هر جای دنیا

خودتون، خودتون رو به اون جایی که می خواهید برسونید و منتظر یک اتفاق نباشید! خودتون به اندازه تلاشتون هر چی بخواهید می رسید.

برای کسی که به انیمیشن علاقمند هست، تو هر حالتی دست از طراحی برندارد. مخصوصا طراحی روی کاغذ.

بسیار ممنون از اینکه وقت گرانبهاتون رو در اختیارمون قرار دادید.

/ج.ق

art-book

مصاحبه با خانم دکتر ضرابی مقدم درباره کتابخانه تخصصی ویژه دانشکده هنر

امروز پای صحبت های خانم ضرابی مقدم مدیر گروه رشته ادبیات نمایشی نشستیم تا از کم و کیف راه اندازی کتابخانه تخصصی ویژه دانشکده هنر دانشگاه دامغان جویا شویم.

طرحی که اواسط سال تحصیلی پیش مطرح شد و در جشن تئاتر امسال که در اردیبهشت ماه ویژه دانشجویان عزیز ادبیات نمایشی برگزار شد؛ قوت گرفت و رئیس دانشکده هنر دامغان جناب آقای دکتر مومنی از خرید کتاب از بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برای کتابخانه تخصصی دانشجویان هنر خبر دادند.

به همین خاطر امروز رفتیم تا پیگیر کتابخانه تخصصی ویژه دانشجویان و اساتید دانشکده هنر باشیم و از خانم دکتر ضرابی مقدم مسئول اجرایی شدن این طرح در مورد خرید کتاب های تخصصی و زمان و مکان افتتاح آن پرسیدم:

سوال: کتاب ها در چه زمینه های هستند؟

پاسخ: بیشتر کتب خریداری شده بنا به نیاز دانشجویان رشته ادبیات نمایشی در این حوزه هستند و بخاطر اینکه دانشجویان رشته تلویزیون و هنرهای دیجیتال به کار عملی بیشتر می پردازند و نیازشان به کتب برای بحث های تئوری کمتر هست با درخواست از آقای دکتر آقابابایی برای ارائه لیست مورد نیاز برای دانشجویان تلویزیون اقدام به خرید کتاب نموده ایم.

به همین جهت کتب تخصصی و مشترک علی الخصوص نمایش نامه های جدید تهیه شده است.

با پیگیری های انجام شده، مسئولین کتابخانه مرکزی دانشگاه قول مساعد دادند که در طول سال تحصیلی جاری بنا به فراخور نیاز دانشجویان و اساتید باز کتب مورد نیاز خریداری شود.

سوال: چه زمان قرار است این کتابخانه تخصصی افتتاح شود و در اختیار دانشجویان و اساتید قرار بگیرد؟

پاسخ: کتابخانه هنوز به طور کامل تجهیز نشده است و مدیریت کتابخانه از معرفی شخصی برای انجام این کار سخن می گوید که فرد مسئول کتابخانه تخصصی هنر از تحصیلات در این زمینه برخوردار باشد تا بتوانیم به نحو شایسته کتب را دسته بندی و در اختیار دانشجویان هنر قرار دهیم.

کتابخانه تخصصی هنر

سوال: مکان این کتابخانه تخصصی کجا خواهد بود؟

پاسخ: کتابخانه تحصصی دانشکده هنر در طبقه دوم کتابخانه مرکزی واقع هست که در کنار ارائه کتب تخصصی با پیگیری های دکتر گلبهار [مدیر گروه تلویزیون و هنرهای دیجیتال] موافقت شده است که بخشی سمعی و بصری از آرشیو فیلم و … در کنار آن ایجاد گردد تا به دانشجویان خدمات دهد.

هر چند مکان فعلی اتاق کوچکی هست ولی برای شروع کار مناسب است.

سوال: آیا کتب خریداری شده تک نسخه می باشند یا نه؟

پاسخ: بیشتر کتب خریداری شده دارای چند نسخه می باشند؛ تا بنا به این که هر ساله بر تعداد دانشجویان اضافه می شود، پاسخگویی عزیزان باشد.

از طرفی بیشتر کتب خریداری شده که بر اساس سرفصل های شورای آموزشی خریداری شده اند، استفاده درسی خواهند داشت و لذا به تعداد مناسب از هر کتاب خریداری شده اند حتی کتبی هم که قبلا در کتابخانه مرکزی بودند برای برخی از آنها نسخه های جدیدی هم خریداری شده است.

سوال: برای گرفتن کتب تخصصی آیا با سیستم کلی کتابخانه خواهد بود یا این کتاب ها جداگانه تعریف شده اند؟

پاسخ: در حال حاضر دریافت این کتب هم از طریق سیستم کلی کتابخانه بود ولی می خواهیم بصورت جداگانه در سیستم اختصاصی ویژه کتابخانه تخصصی هنر ارائه گردد.

از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار انجمن علمی تلویزیون و هنرهای دیجیتال قرار دادید بسیار سپاس گذاریم.

 

مصاحبه با خانم نیلوفر نصر

نفس های پاک بچه ها باعث شد، جز ۸ نفر انتخابی از ۱۰ هزار نفر باشم / مصاحبه با خانم نیلوفر نصر

سلام دوستان، امروز در اولین گام از سلسله مصاحبه های انجمن، جهت انعکاس فعالیت های علمی و هنری اساتید و دانشجویان رشته تلویزیون و هنرهای دیجیتال سراغ خانم نیلوفر نصر رفتیم.

فیلم کوتاهِ ساخته خانوم نصر یک ماه و اندی [روز] پیش از برنامه «ماه عسل» شبکه سه سیما پخش شد و موجب خوشحالی دانشجویان دانشکده هنر دامغان گردید؛ شادیمان زمانی دو چندان شد که ایشان موفق به دریافت تندیس و جایزه نقدی برنامه ماه عسل سال ۹۳ شدند؛ سراغ ایشان رفتیم و گپ و گفتگویی را در باب این موفقیتشان ترتیب دادیم که دعوت می کنیم در ادامه با ما همراه باشید:

۱- لطفاً ابتدا خودتون رو معرفی کنید.

نیلوفر نصر هستم، متولد ۱۴ تیر ماه ۱۳۶۹ ، دانشجوی رشته ی تلویزیون و هنرهای دیجیتال دانشگاه دامغان

۲- بفرمایید از کی شروع به فکر ورود به عرصه فیلم سازی بویژه فیلم کوتاه افتادید؟ در این راه چه کسی یا کسانی مشوقتون بودند؟

اگر راستش را بخواهید هیچ وقت در فکر فیلم سازی نبودم حتی فیلم کوتاه ! اما از دوران راهنمایی به رشته ی هنر بخصوص حیطه ی اجرا و نویسندگی علاقه مند شدم. تا زمانی که در کنکور هنر شرکت کنم هیچ مشوقی نداشتم حتی تمام اعضای خانواده ام مخالف انتخاب من بودند و می خواستند در رشته ی دبیرستانی ام (ریاضی و فیزیک) ادامه ی تحصیل بدهم. اما در حال حاضر همگی تشویقم می کنند.

مصاحبه با خانم نیلوفر نصر

۳- خب بریم سراغ فیلم کوتاهی که از شما در برنامه ماه عسل امسال پخش شد؛ بفرمایید چند سال هست که ماه عسل رو می بیند و چی شد که به فکر ارسال فیلم تون افتادید؟

“ماه عسل” برنامه ی تاثیر گذار و پر محتوایی است که در بازه ی زمانی مناسبی پخش می شود و می توانم بگویم تنها برنامه ای است که توانسته در چند سال اخیر نظر من را به خودش جلب کند و خودم هم نزدیک به دوسال است با افرادی که دنیایشان شبیه به دنیای مهمان های ماه عسل است ارتباط دارم و به شدت دوستشان دارم، این موضوع باعث شد که از اول ماه رمضان امسال که ایده ی فرستادن فیلم های مردمی در برنامه مطرح شد به پیشنهاد یکی از دوستانم فیلمی را تهیه و ارسال کنم.

۴- لطفاً در مورد موضوع فیلم کوتاهتون توضیح دهید و بفرمایید ایده ی این فیلم از کجا ناشی شد؟

در روز های اول قرار بود آرزوهای بچه ها را از طبقه های مختلف بپرسم مثلا بچه های مهدکودک ها ، کودکان کوچه و بازار و کودکان بستری در بیمارستان ها که اختلاف آرزوهای آن ها و سادگی دنیایشان به تصویر کشیده شود.

اما متاسفانه به دلیل نداشتن مجوز برای فیلم برداری موفق به این کار نشدم و تقریبا منصرف شده بودم تا در پانزده ماه رمضان ایده ی صلح جهانی و دفاع از حقوق کودکان به ذهنم رسید. مد نظرم به تصویر کشیدن دنیای ساده ی کودکان که همیشه متحمل دردهای بزرگ می شوند بود. برای مثال از بین بردن کودکان بعد از به دنیا آمدنشان و یا رها کردن آن ها و کشته شدنشان در جنگ ها و … که دلم می خواست با زبان ساده ی خودشان زندگی را بخواهند. شاید چون دنیای کودکان را دوست داشتم به سراغ این ایده رفتم. صبح همان روز کارم را در یکی از مهدکودک های زنجان آغاز کردم و تا نوزده ماه مبارک در فکر متن پایانی، موسیقی روی آن متن و… بودم تا اینکه از همکلاسی خوبم آقای احمدی درخواست کردم که در تدوین کار من را کمک کنند که استقبال کردند و در روز بیست و یک ماه رمضان زحمت ارسال فیلم را هم کشیدند.

فیلم کوتاه - کارگردان نیلوفر نصر

۵- وقتی فهمیدین فیلم کوتاهتون پخش شد؛ چه حسی داشتین؟

اصلا انتظارش را نداشتم که پخش شود. چون دیر اقدام کرده بودم و افراد بسیاری تا آن روز فیلم هایشان را ارسال کرده بودند. همان طور که گفتم روز بیست و یک رمضان فیلم را ارسال کرده بودم و در روز بیست و پنجم پخش شد. آن روز باید به بیرون از خانه می رفتم و عجله داشتم ، اصلا حواسم به تلویزیون نبود که صدای “طنین” که در اول فیلم می گوید سلام خدا… از تلویزیون پخش شد. من نا خودآگاه داد زدم که “وای این فیلم و من فرستادم” حتی مادرم خبر نداشتند که قرار است این کار را بکنم.

شوق و احساس آرامشی که شاید تا به امروز تجربه اش نکرده بودم را تجربه می کردم

خب خیلی خوشحال شدم، شوق و احساس آرامشی که شاید تا به امروز تجربه اش نکرده بودم را تجربه می کردم شاید چون اولین باری بود که روی یک ایده کار می کردم، وقتی اقوام و دوستان تماس می گرفتند، پیامک می زدند و از کارم راضی بودند خوشحالی ام بیشتر می شد.

ماه عسل شبکه سه

۶- متوجه شدیم که از طرف مخاطبین برنامه ماه عسل، فیلم کوتاه شما جزو فیلم های ارسالی برگزیده شده، به نظر خودتون چه چیزی باعث شده است که فیلم کوتاه شما شاخص شود؟

خودم فکر می کنم موضوعی که انتخاب کرده بودم موضوع روز بود، زبان ساده و دنیای بی آلایش کودکان این موضوع را ملموس کرده بود و اعتقاد دارم و مطمئن هستم که اول خواست خدا و بعد نفس های پاک بچه هایی که با من همکاری کردند باعث شد که جز هشت نفر انتخابی از بین ده هزار نفری باشم که فیلم ارسال کرده بودند چون کارم بسیار ساده بود و حرفه ای و… ساخته نشده بود.

۷- در پایان ضمن تشکر از اینکه وقتتون رو به وبگاه خودتون تلویزیون و هنرهای دیجیتال دادید، بسیار سپاسگزاریم؛ اگر نکته ای باقیمانده که ما نپرسیدیم، یا اگر می خواهید از کسی تشکر کنید؛ عنوان نمایید.

خواهش می کنم ، من از شما تشکر می کنم که این اتفاق را مهم و بنده ِ حقیر را قابل دانستید.
یک تشکر ویژه دارم ازمربی مهدکودک و چهارده کودکی که در این کار با من همکاری کردند و بی نهایت مچکرم از جناب آقای مسعود احمدی که بی دریغ در تدوین و ارسال این کار من را کمک کردند. یاعلی.

/ج.ق